ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٠ - سوم- اميد نداشتن به لقاء اللَّه
«ياد مرگ، شهوت را در جان مىكُشد، و رستنگاههاى غفلت را ريشه كن مىكند، و دل را به وعدههاى الهى تقويت مىكند، و سرشت را لطيف مىگرداند، و نشانههاى هوى و هوس را درهم مىشكند، آتش آز و حرص را به خاموشى مىكشاند و دنيا را در برابر ديدگان، ناچيز مىگرداند و اين است مفهوم سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود: يك ساعت انديشيدن بهتر است از يك سال پرستش، و اين هنگامى است كه شخص، طناب خيمههاى دنيا را بر دوش كشد و آنها را- در آخرت ببندد- و ترديدى نيست كه رحمت خداوند بر كسى كه مرگ را اين چنين به خاطر داشته باشد نازل مىشود. وهركس به مرگ و ضعف قدرتش، زيادى ناتوانيش، طولانى بودن اقامتش در قبر و سرگردانيش در روز رستخيز نيانديشد، خيرى در او يافت نمىشود. [١]»
سوم- اميد نداشتن به لقاء اللَّه:
الف- هنگامى كه آدمى لقاى خدا را اميد مىبرد پيوسته در جستجوى يافتن حق است، زيرا ميزان در نزد خدا حق است و كتاب خدا حق است و حساب خدا براساس حق است و باطل هرگز بدين جايگاه ره نياورد، ولى اگر كسى لقاى خدا را اميد نبرد در واقع در پس پردهاى است و حق از او پنهان است، بلكه درباره آن نمىانديشد و سرنوشتى جز به سوى آتش ندارد. خداوند مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ لَايَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ* أُولئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ [٢].
«كسانى كه به لقاى ما اميد ندارند و به زندگى دنيوى خشنود شده و بدان آرامش يافتهاند و آنان كه از آيات ما بىخبرند* به كيفر كارهايى كه مىكردهاند جايگاهشان جهنّم است.»
ب- بدين ترتيب خداوند فرمان مىدهد كه روحانيّون يهود، با اين معيار، آزمايش شوند. پس هركس از آنها مرگ را تمنّا كرد. دانسته مىشود كه او مؤمن
[١] - بحارالانوار، ج ٦، ص ١٣٣، روايت ٣٢.
[٢] - سوره يونس، آيات ٧ و ٨.