ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٠ - ايمان به تمامى حق
كه ايمانى ضعيف دارد. كسى كه به جاى ذكر الهى، به خود، دارايى و فرزندانش مىپردازد، در حالى كه مؤمن حقيقى براى آنچه از دست مىدهد افسوس نمىخورد و از آنچه بدست مىآورد شاد نمىگردد و هيچ چيز او را از ياد خدايش باز نمىدارد. خداوند مىفرمايد:
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ... [١].
«تا بر آنچه از دستتان مىرود اندوه گين نباشيد و بدانچه بدستتان مىآيد شادمانى نكنيد...»
٤- از همين روست كه خداوند مؤمنان را از اينكه به جاى ياد خدا به دارايى و فرزندان خود بپردازند باز داشته و فرموده است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ [٢].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال و اولادتان شما را از ذكر خدا به خود مشغول ندارد، كه هركه چنين كند زيانكار است.»
ايمان به تمامى حق:
از نشانههاى كلّى ايمان، ايمان به تمامى حق است، بديگر سخن، حقيقت ايمان تسليم در برابر حق و وانهادن هواهاى نفس در گزينشى برخورد كردن با حقايق مختلف و در نتيجه اوج گرفتن به سوى درجه تجرّد، بىطرفى، پيروى از عقل و علم مىباشد. به نظر ما از آنجا كه حقيقت ايمان چنين است پس ايمان، پاره پاره نمىگردد، پس يا بايد به تمام حق ايمان داشت و يا از تمام حق رويگردان بود و كسانى كه هوى و هوس خود را خدا مىگيرند و به آن بخش از قرآن كه موافق خواستهايشان است ايمان مىآورند و به آن بخش كه مخالف با تمايلات آنان است كفر مىورزند، دروغ مىگويند. آنها به هيچ چيز ايمان نياوردهاند و تنها از هوى
[١] - سوره حديد، آيه ٢٣.
[٢] - سوره منافقون، آيه ٩.