ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤٦ - اوّل- چه كسى مرگ را آرزو مىكند؟
در پرتو احاديث
اوّل- چه كسى مرگ را آرزو مىكند؟
مقياس راستى و درستى انسان در ادّعاى ايمان، عشق او به خدا و آرزوى مرگ است، پس مؤمن، دوست مىدارد به لقاى خدايش نايل آيد. از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيده شد چرا اين قدر به لقاى خداوند عشق مىروزد؟ امام عليه السلام فرمود:
«آنگاه كه يافتم او براى من دين فرشتگان، پيامبران و رسولانش را برگزيده است، از همين رو دانستم آنكه مرا به اين امر ارجمند داشته هرگز مرا فراموش نمىكند، پس به لقاى او عشق ورزيدم. [١]»
امامان معصوم عليهم السلام مؤمنان را با تبيين لقاى آخرت در صبر و پايدارى نسبت به حق، تشويق مىكردند. از ابوعمرو بزاز رسيده است كه گفت: ما نزد امام باقر عليه السلام نشسته بوديم كه به خانه وارد شد و از آن بيرون آمد و دو بازوى در را گرفت و سلام كرد و ما جواب سلام او را داديم. آنگاه حضرت عليه السلام فرمود:
«به خدا سوگند من بوى شما و روح شما را دوست دارم و شما بر دين خدا و دين ملائكه او قرار داريد و ميان شما و ديدار آنچه موجب روشنايى ديدگان شماست فاصلهاى نيست، مگر به اندازه رسيدن نَفَس به اينجا- و با دست مباركش به حنجرهاش اشارهكرد- و فرمود: پس تقواى خدا پيشه كنيد و از پاكدامنى يارى جوئيد. [٢]»
[١] - بحارالانوار، ج ٦، ص ١٢٧، روايت ١١.
[٢] - بحارالانوار، ج ٦، ص ١٨٩، روايت ٣٢.