ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢١ - سوم- فرمانبرى از رسول، همان فرمانبرى از خداست
خداوند سبحان به وضوح درباره اين مفهوم مىفرمايد:
فَلَا وَرَبِّكَ لَايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً* وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِن دِيَارِكُم مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتاً [١].
«نه، سوگند به پروردگارت كه ايمان نياوردند، مگر آنكه در نزاعى كه ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مىدهى هيچ ناخشنود نشوند وسراسر تسليم آن گردند* و اگر به آنان فرمان داده بوديم كه يكديگر را به قتل برسانيد، يا از خانههايتان بيرون رويد جز اندكى از آنان فرمان نمىبردند و حال آنكه اگر اندرزى را كه به آنان داده شده است كار مىبستند برايشان بهتر و بر اساسى استوارتر بود.»
اين همان اطاعت كامل است كه آدمى را به بالاترين مراتب تعالى دنيوى و اخروى يعنى خير (سعادت) و پايدارى (خوش عاقبتى) مىرساند.
آرى! اطاعت در اينگونه مواقع در فرازينترين نقطه خود قرار دارد، آنگاه كه تسليم در برابر حكم پيامبر، تسليمى قلبى باشد و هيچ گونه احساس سختى و تنگى در آن راه نداشته باشد و براساس آن آدمى حتّى با نزديكترين خويشانش به ستيزه برخيزد. در تفسير آيه بالا ابوبصير اينگونه از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمودند: «و اگر به آنان فرمان داده بوديم كه يكديگر را به قتل برسانيد» و سراسر تسليم امام شويد «يا از خانههايتان بيرون رويد» براى رضاى او «جز اندكى از آنان فرمان نمىبردند و حال آنكه اگر» مخالفان «اندرزى كه به آنان داده شده است كار مىبستند بهتر و براساسى استوارتر بود.» و در اين آيه مىفرمايد «و از حكمى كه تو» در امر ولايت «مىدهى هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم» فرمانهاى الهى «گردند». [٢]
ب- قرآن مجيد از داستان بنىاسرائيل آنگاه كه از پيامبر خود خواستند كه خداوند
[١] - سوره نساء، آيات ٦٥- ٦٦.
[٢] - بحار الأنوار، ج ٢٣، ص ٢٠٣، روايت ٥٩.