ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٠ - بخش سوم- فرمانبرى از خدا، وسيله برتر
مىكند. و اسلام آنچيزى است كه در رفتار و گفتار رخ مىنمايد و همان چيزى است كه همه فرقههاى مردم بر آن هستند و با آن خونها حفظ مىشود و ميراثها جريان مىيابد و نكاح جارى مىشود، مردم بر نماز، زكات، روزه و حجّ اجماع دارند و با اينها از كفر خارج و به ايمان منسوب گشتهاند. اسلام با ايمان، شريك نيست، ولى ايمان با اسلام، شريك است و اين دو در رفتار و گفتار با يكديگر گرد مىآيند، چنانكه كعبه در مسجد هست، ولى مسجد در كعبه نيست و به اين ترتيب ايمان، اسلام را شامل مىشود، ولى اسلام، ايمان را شامل نمىشود و اين چنين است كه خداوند مىفرمايد:
قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ... [١].
«عربهاى باديهنشين گفتند: ايمان آوردهايم. بگو: شما ايمان نياوردهايد، ولى بگوئيد: اسلام آوردهايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است...»
پس اين سخن پروردگار، صادقترين، سخن است. [٢]»
سه- امام صادق عليه السلام از پدرش نقل مىكند كه فرموده است: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
«ايمان بر چهار ركن استوار است: توكّل بر خدا، وانهادن امور به خدا، خشنودى به قضاى الهى و تسليم در برابر اوامر الهى. [٣]»
چهار- طاعت، شرط وابستگى به اهل بيت (تشيّع) است، زيرا حقيقت تشيّع همان ايمان مىباشد. جابر از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه امام عليه السلام به من فرمود:
«اى جابر! آيا اين كافى است كسى كه به تشيّع، منتسب باشد تنها قائل به محبّت ما اهل بيت باشد؟ به خدا شيعه ما نيستند، مگر كسانى كه تقواى خدا در پيش گيرند و از او فرمان برند، و آنها اى جابر شناخته نمىشوند، مگر با تواضع،
[١] - سوره حجرات، آيه ١٤.
[٢] - بحارالانوار، ج ٦٥، ص ٢٥١.
[٣] - بحارالانوار، ج ٦٥، ص ٣٤١، روايت ١٢.