ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٨ - بخش سوم- فرمانبرى از خدا، وسيله برتر
وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ... [١].
«هيچ خير مانع قبول انفاقهايشان نشده، مگر اينكه خود به خدا و پيامبرش كافر شدند...»
پس كسى كه از اهل ايمان به راه نجات، هدايت نيابد ايمان او به خدا با كنار زدن حقّ اولياء، سودى براى او نخواهد داشت، و اعمالش در آخرت، باطل و بىاثر مىشود و در شمار زيانكاران خواهد بود، و نيز خداوند مىفرمايد:
فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا... [٢].
«امّا بدان هنگام كه عذاب ما را ديدند ديگر ايمانشان برايشان سودى نبخشيد...»
و اين در كتاب خداوند، بسيار آمده است. هدايت در ولايت است، خداوند دراين باره مىفرمايد:
وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ [٣].
«هركه خدا و پيامبر او و مؤمنان را ولى خود گزيند بداند كه حزب خدا پيروز است.»
كسانى كه دراين جايگاه ايمان مىآورند همان امينان خلايق و حجّتهاى خدا و اوصياء پيامبر در دورانهاى گوناگون مىباشند. و چنين نيست كه هركس از اهل قبله شهادتين را بر زبان جارى كرد مؤمن شمرده شود، منافقين، گواهى مىدادند كه خدايى جز اللَّه نيست و محمّد صلى الله عليه و آله رسول خداست ولى پيمان پيامبر را كنار مىزدند. بدين مفهوم كه دين خدا، تصميمات الهى و برهانهاى پيامبر او به وصى او را ناديده مىگرفتند و دل چركين مىداشتند و آنچه را پيامبر، استوار كرده بود مىگسستند. خداوند مىفرمايد:
فَلَا وَرَبِّكَ لَايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَايَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً [٤].
«نه، سوگند به پروردگارت كه ايمان نياوردند، مگر آن كه در نزاعى كه ميان آنهاست تو را داور
[١] - سوره توبه، آيه ٥٤.
[٢] - سوره غافر، آيه ٨٥.
[٣] - سوره مائده، آيه ٥٦.
[٤] - سوره نساء، آيه ٦٥.