دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧٣ - سفارش به استیفای حق مردم
حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام کارگزاران حکومتی، فرمانداران و
استانداران خود را همواره به حقگرائی و گزارش واقعیتها سفارش میکرد تا
حقوق اجتماعی مردم استیفا شود و کاستیها از جامعه اسلامی رخت بربندد، که
خطاب به جمع مسئولان نظام فرمود:
فَلَا تُکَلِّمُونِی بِمَا تُکَلَّمُ
بِهِ الْجَبَابِرَةُ، وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِمَا یتَحَفَّظُ بِهِ
عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ، وَلَا تُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَةِ، وَلَا
تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالاً فِی حَقٍّ قِیلَ لِی، وَلَا الِْتمَاسَ
إِعْظَامٍ لِنَفْسِی، فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ یقَالَ
لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ یعْرَضَ عَلَیهِ، کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا
أَثْقَلَ عَلَیهِ. فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ، أَوْ
مَشْوِرَةٍ بِعَدْلٍ، فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ،
وَلَا آمَنُ ذلِکَ مِنْ فِعْلِی، إِلَّا أَنْ یکْفِی اللَّهُ مِنْ نَفْسِی
مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی، فَإِنَّمَا أَنَا وَأَنْتُمْ عَبِیدٌ
مَمْلُوکُونَ لِرَبٍّ لَا رَبَّ غَیرُهُ؛ یمْلِکُ مِنَّا مَا لَا نَمْلِکُ
مِنْ أَنْفُسِنَا، وَأَخْرَجَنَا مِمَّا کُنَّا فِیهِ إِلَی مَا صَلَحْنَا
عَلَیهِ، فَأَبْدَلَنَا بَعْدَ الضَّلَالَةِ بِالْهُدَی، وَأَعْطَانَا
الْبَصِیرَةَ بَعْدَ الْعَمَی.
پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن
میگویند، حرف نزنید، و چنانکه از آدمهای خشمگین کناره میگیرند دوری
نجویید، و با ظاهر سازی با من رفتار نکنید، و گمان مبرید اگر حقّی به من
پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم. زیرا کسی که
شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن دشوارتر
خواهد بود. پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را
برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمیدانم، مگر آن که خداوند
مرا حفظ فرماید، پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او
پروردگاری نیست، او مالک ما، و ما را بر نفس خود اختیاری نیست، ما را در آن
چه بودیم خارج و بدانچه صلاح ما بود درآورد، به جای گمراهی هدایت، و به
جای کوری بینایی به ما عطا فرمود.» [١] .
پی نوشت ها:
(١) خطبه ٢٢: ٢١٦ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- روضه کافی ج ٨ ص ٣٥٢ ح٥٥٠: کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
٢- منهاج البراعة ج ٢ ص ٣٤٨: ابن راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٣- دعائم الاسلام ج٢ ص٥٤١ ح١٩٢٦: قاضی نعمان (متوفای ٣٦٣ ه)
٤- بحارالانوار ج٣٤ ص١٨٤ وج٢٧ ص٢٥١: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه)
٥- ربیع الابرار ج٥ ص١٩١ ح١٨٦: زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ه).