دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٦ - پرسش و پاسخ
به همراه جمعی از یاران، نزد رسول خدا(ص) نشسته بودیم. در این بین حضرت پرسشی را طرح کرد و پرسید:
آیا میدانید، بهترین چیز برای زنان کدام است؟
از
میان جمعیت حاضر، پاسخی که آن حضرت را قانع سازد، شنیده نشد. عاقبت با عجز
و ناتوانی همه از گرد او پراکنده گشتیم. هر کس به سویی رفت و من نیز به
خانه فاطمه آمدم، و فاطمه را از پرسشی که رسول گرامی عنوان کرده بود آگاه
کردم. به او گفتم هر چند یاران آن حضرت کوشیدند و پاسخهایی دادند، اما هیچ
یک از آنها نتوانست پاسخی را که مورد نظر حضرتش بود بر زبان آرد.فاطمه گفت:
پاسخ سوال را من میدانم. آن گاه گفت:
بهترین چیز برای زنان آن است که
مردان آنان را نبینند و آنها نیز مردان را نبینند.من نزد رسول خدا(ص) باز
گشتم و گفتم: ای فرستاده خدا! پرسشی که مطرح کردید پاسخش این است. (همان
پاسخی که فاطمه داده بود عرض د کردم).پیغمبر از این پاسخ خوشش آمد و گفت:
این پاسخ را از که شنیدهای، تو که هم اینک اینجا بودی و پاسخ آن را
ندادی؟!
گفتم: از فاطمه. پیغمبر فرمود: همانا فاطمه پاره تن من است.
عن علی قال: کنا جلوسا عند رسول الله (ص) فقال: اخبرونی ای شی خیر للنسا؟ فعیینا بذلک کلنا حتی تفرقنا.
فرجعت الی فاطمه فاخبرتها الذی قال لنا رسول الله (ص) و لیس احد منا علمه و لا عرفه.
فقالت:
و لکنین اعرفه: خیر للنسا ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال.فرجعت الی
رسول الله (ص) فقلت: یا رسول الله (ص)! سابتنا ای شی خیر للنسا؟ و خیر لهن
ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال.
قال: من اخبرک فلم تعلمه و انت عندی. قلت: فاطمه، فاعجب ذلک رسول الله (ص) و قال: ان فاطمه بضعه منی. [١] .
پی نوشت ها:
(١) کشف الغمه، ج ٢، ص ٩٤؛ وسائل الشیعه، ج ٢٠، ص ٦٧.