دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩٨ - شتر آزاد
شتر صالح با همه شگفتی و اهمیتی که داشته و قرآن هم از او یاد کرده است با جناب صالح سخن نگفت و بر نبوت و رسالت او شهادت نداد.
اما،
ما خود شاهد بودیم که در یکی از جنگها، شتری نزد پیامبر خدا آمد و صدایی
از خود در آورد، سپس به قدرت خدای بزرگ به سخن در آمد و گفت:
ای فرستاده
خدا! فلانی (صاحب شتر) تا توانسته از من بارکشیده است و اکنون که به سن
کهولت و ناتوانی رسیدهام، میخواهد مرا نحر کند، و من از او به شما پناه
آوردهام.
رسول خدا فردی را نزد صاحب شتر فرستاد و از او خواست تا حیوان را به وی هبه کند. آن مرد پذیرفت و حضرت شتر رها کرد و آزادش گذارد.
قال
علی (ع):... ان ناقه صالح لم تکلم صالحا و لم تناطقه و لم تشهد له بالنبوه
و محمد بینما ننحن معه فی بفض غزاوته اذا هو ببعیر قددنا ثم رعا فانطقه
الله عزوجل فقال یا رسول الله (ص) ان فلانا استعملنی حتی کبرت و یرید نحری
فاا استعیذ بک منه. فارسل رسول الله (ص) الی صححبه فاستوهبته منه،فوهبه له و
خلاه. [١] .
پی نوشت ها:
(١) احتجاج، ص ٢١٩؛ بحار، ج ١٠، ص ٣١ و ج ١٧،ص ٢٧٧.