دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢٠ - جرم عبیدالله پسر عمر
ابنابیالحدید آورده: کنیز عبیدالله پسر عمر از عبیدالله به نزد عمر
شکایت برد، و از عبیدالله با کنیه ابوعیسی یاد کرد، عمر از او پرسید
ابوعیسی کیست؟
کنیز: پسرت عبیدالله.عمر: وای بر تو! او را ابوعیسی
میخوانی؟ و آنگاه عبیدالله را به نزد خود فراخوانده به او گفت: عجب کنیه
خود را ابوعیسی گذاشتهای؟!
عبیدالله ترسید وفزع بیتابی نمود و سپس عمر
دست او را به دندان گاز گرفت و او را کتک زد و به وی گفت: وای بر تو! آیا
عیسی را پدری هست؟ آیا کنیههای بیشمار عرب را نمیدانی: ابوسلمه،
ابوحنظله، ابوعرفطه، ابومره. و عادت عمر این بود که هرگاه بر یکی از افراد
خانوادهاش غضب میکرد تا او را به دندان گاز نمیگرفت خشمش فرو نمینشست و
دلش تشفی نمییافت. [١] .
نکته:
کنیه ابومره که عمر آن را نیز شمرده در شرع، مورد نهی قرار گرفته است چنانچه در کافی [٢] در این خصوص روایتی آمده است.
پی نوشت ها:
(١) شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج ٣ ص ١٠٤.
(٢) فروع کافی، ج ٦، ص ٢١، ح ١٧.