دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١٢ - حفظ اسلام
١- پس از وفات پیامبر بسیاری از مردم به شک و تردید افتادند و سران بعضی
از قبایل به تکاپو افتادند و با عدم لیاقت و شایستگی، در امر خلافت طمع
کرده و داعیه دهبری سردادند. هر قومی میگفت: جانشین رسول خدا(ص) باید از
میان ما تعیین شود و....
٢- من وقتی دیدم گروهی از دین اسلام روی
برتافتند و مردم را به محو آیین محمد و نابودی کیش ابراهیم فرا میخوانند
[١] ترسیدم که اگر من اینک به اسلام و مسلمانان یاری نرسانم در بنیان دین
رخنه و ویرانی پدید آید و این بنای عظیم فرو ریزد. این مصیبت نزد من بزرگتر
از آن بود که فوت زمامداری و ولایت امور شما که تنها متاع اندک چند روزه
دنیا است و سپس د مانند ابر از میان میرود و از هم فرو میپاشد. پس در این
هنگام با مردم همراه شدم و با مسلمانان همگام گشتم تا باطل از میان رفت و
بلندی کلام خدا آشکار شد.
١- قال علی (ع):... فقد ارتاب کثیر من الناس بعد وفاه النبی و طمع فی الامر بعده من لیس له باهل. فقال کل قوم: منا امیر.... [٢] .
٢-
... فلما رایت راجعه الناس قد رجعت من الاسلام تدعو الی محو دین محمد و
مله ابراهیم حشیت ان لم انصر الاسلام و اهله اری فیه ثلما و هدما تکون
المصیبه علی فیه اعظم من فوت ولایه امورکم التی انما هی متاع ایام قلائل ثم
تزول و تتقشع کما یزول و یتقشع السحاب فنهضت مع القوم فی تلک الاحداث حتی
رهق الباطل و کانت کلمه الله هی العلیا.... [٣] .
پی نوشت ها:
(١) اشاره به جنگهای اهل رِدّه است. سجاح با سی هزار نفر از بنی تمیم، (مسیلمه کذاب با هفتاد هزار نفر از بنی حنیف و اسود عنسی در یمن و طلیحه بن خویلد در بنی اسد، رهبران ارتجاع و ارتداد که در صدد هجوم به مدینه بودند. (گفتار ماه، ج ٢، ص ١٠٣).
[٢] اختصاص، ص ١٧٢.
[٣] کشف المحجّه، ص ١٧٦.