دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣٠ - فتنه کور
روزی رسول خدا(ص) به من فرمود:
نبرد با اهل فتنه بر تو واجب شده است، چنانکه جهاد با مشرکان بر من واجب گشته بود.
پرسیدم: ای فرستاده خدا! این چه فتنهای است که جهاد در مورد آن بر من فرض گشته است؟
فرمود: بزودی گروهی ظاهر شوند که شهادت بر وحدانیت حق و رسالت من دهند در حالی که با سنت و سیرت من به مخالفت برخیزند.
گفتم: با اینکه، آنان چون من بر حقانیت اسلام شهادت دهند پس چرا با ایشان به پیکار پردازم؟
فرمود: بر بدعتهایی که در دین نهند و سرپیچی از فرمان الهی کنند.
عرض
کرد و: شما پیشتر به من وعده شهادت در راه خدا داده اید، ای کاش د از خدا
میخواستید تا زمان آن فرا رسد و در رکاب شما تحقق پذیرد.
فرمود: پس چه
کسی با ناکثین و قاسطی و مارقین بجنگد؟ وفای به آن وعده حتمی است و تو به
فیض شهادت نایل خواهی شد. چگونه است صبر و طاقت تو آنگاه که محاسنت به خون
سرت رنگین گردد؟!
گفتم: اینکه بشارت است و جای شکر و سپاس دارد، نه موقف صبر و بلا.
فرمود: آری، همین طور است پس پذیرای خصومتها باش که تو همواره مورد دشمنی و خصومت خواهی بود.
عرض کردم: کاش قدری از آن فتنهها با بیان میفرمودید. سپس حضرت چنین ادامه داد:
پس
از من، پیروانم در فتنه و گمراهی خواهند افتاد؛ آنان قرآن را به پندار خود
تأویل کنند و به راءی خود معنی و تفسیر نمایند، شراب را به بهانه نبیذ،
حلال شمرند و مال حرام (رشوه) به نام هدیه، و ربا را به اسم داد و ستد بر
خود مباح سازند. و کتاب خدا را از مواضع خود تحریف کنند... آن روز فتح و
غلبه با گمراهان است.
در این زمان تو همچنان ملازم خانه خود باش (و برای
دفع این گمراهیها اقدامی نکن) تا اینکه زمام خلافت و زعامت در کف تو نهاده
شود. پس د آنگاه که تو عهده دار ولایت و امارت مردم گشتی، کینههایی که در
سینهها به رسوب نشسته است دوباره به غلیان افتند و انواع خدعه و نیرنگ
علیه تو به کار گیرند، در این هنگام، تو بر جهاد با اهل تأویل کمر خواهی
بست چنانکه بر پیکار با اهل تنزیل (مشرکان) کمر بسته بودی ؛ چه، حال کفر و
عناد آن رز ایشان، کمتر از کفر و ضلالت نخستین آنها نیست.
پرسیدم: اگر مردم چنان شدند، درباره آنها چه رایی داشته باشم؟ آنان را مرتد یا مفتون بشمارم؟
فرمود: آنان را مفتون بدان نه مرتد....
عن علی قال: ان رسول الله (ص) قال: ان الله کتب علیک جهاد المفتونین کما کتب علی جهاد المشرکین...
فقلت: یا رسول الله (ص) ما هذه الفتنه التی کتب علی فیها الجهاد؟
قال: قوم یشهدون ان لا اله الا الله و انی رسول الله و هم مخلفون للسنه فقلت: یا رسول الله (ص)! فعلام اقاتلهم و هم یشهدون کما اشهد؟
قال: علی الاحداث فی الدین و مخالفه الامر.
فقلت: یا رسول الله (ص)! انت کنت و عدتنی الشهده فاسئل الله ان یعجلها لی بین یدیک.
قال: فمن یقاتل الناکثین و القاسزین والمارقین؟ اما انی قد وعدتک الشهده و ستستشهد تضرب علی هذه فتخضب هذه فکیف صبرک اذا؟
فقلت: یا رسول الله (ص) لیس هذا بوطن صبر هذا موطن شکر.
قال: اجل اصبت فاعد للخصومه فانک تخاصم. فقلت: رسول الله (ص) لو بینت لی قلیلا.
فقال:
ان امتی ستفتن من بعدی فتتاول القرآن و تعمل بالرای و نستحل الخمر بالنبیذ
و السحت بیتک حتی تقلدها فاذا قلدتها جاشت علیک الصدور و قلبت لک الامور
فقاتل حینئذ علی تاویل القران کما قاتلت علی تنزیله فایست حالهم الثاینه
بدو حالهم الاولی.
فقلت: یا رسول الله (ص) فبای المنازل انزل هولاء المفتونین! بمنزله فتنه ام بمنزله رده؟فقال: انزلهم تمنزله فتنه. [١] .
پی نوشت ها:
(١) شرح نهجالبلاغه، ج ٩، ص ٢٠٦؛ بحار، ج ٣٢، ص ٣٠٨.