دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧٤ - طرح شکوه ها
امام علی علیه السلام در نهجالبلاغه قسمت حکمتها رهنمود میدهد که
مشکلات خود را در هرجا و پیش هر کس مطرح نکنید، گرچه میتوانید نزد مؤمن
درد دل کنید؛
امّا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درد دلها را با خدای خود میگفت.
سر در چاه کرده، اسرار نهان را مطرح میفرمود، وهر مشکل و دردی را با خدای خود در میان میگذاشت.
خداگرائی در همه حال، در غم و شادی، و در مشکلات و سختیها، و در همه حالات زندگی، از ویژگیهای امام علی علیه السلام بود،
که در مشکلات مبارزه با سران بنیامیّه و تحمّل سختیها میفرمود:
اللَّهُمَّ
إِنِّی أَسْتَعْدِیکَ عَلَی قُرَیْشٍ وَمَنْ أَعَانَهُمْ! فَإِنَّهُمْ
قَطَعُوا رَحِمِی، وَصَغَّرُوا عَظِیمَ مَنْزِلَتِی، وَأَجْمَعُوا عَلَی
مُنَازَعَتِی أَمْراً هُوَ لِی. ثُمَّ قَالُوا: أَلَا إِنَّ فِی الْحَقِّ
أَنْ تَأْخُذَهُ، وَفِی الْحَقِّ أَنْ تَتْرُکَهُ.
معاتبة علی الناکثین
فَخَرَجُوا
یَجُرُّونَ حُرْمَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله کَمَا تُجَرُّ
الْأَمَةُ عِنْدَ شِرَائِهَا، مُتَوَجِّهِینَ بِهَا إِلَی الْبَصْرَةِ،
فَحَبَسَا نِسَاءَهُمَا فِی بُیُوتِهِمَا، وَأَبْرَزَا حَبِیسَ رَسُولِ
اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَهُمَا وَلِغَیْرِهِمَا.
فِی جَیْشٍ مَا
مِنْهُمْ رَجُلٌ إِلَّا وَقَدْ أَعْطَانِی الطَّاعَةَ، وَسَمَحَ لِی
بِالْبَیْعَةِ، طَائِعاً غَیْرَ مُکْرَهٍ، فَقَدِمُوا عَلَی عَامِلِی بِهَا
وَخُزَّانِ بَیْتِ مَالِ الْمُسْلِمِینَ وَغَیْرِهِمْ مِنْ أَهْلِهَا،
فَقَتَلُوا طَائِفَةً صَبْراً، وَطَائِفَةً غَدْراً.
فَوَاللَّهِ لَوْ
لَمْ یُصِیبُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا رَجُلاً وَاحِداً مُعْتَمِدِینَ
لِقَتْلِهِ، بِلَا جُرْمٍ جَرَّهُ، لَحَلَّ لِی قَتْلُ ذلِکَ الْجَیْشِ
کُلِّهِ، إِذْ حَضَرُوهُ فَلَمْ یُنْکِرُوا، وَلَمْ یَدْفَعُوا عَنْهُ
بِلِسَانٍ وَلَا بِیَدٍ.
دَعْ مَا أَنَّهُمْ قَدْ قَتَلُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ مِثْلَ الْعِدَّةِ الَّتِی دَخَلُوا بِهَا عَلَیْهِمْ!
«بار
خدایا، از قریش و از تمامی آنها که یاریشان کردند به پیشگاه تو شکایت
میکنم، زیرا قریش پیوند خویشاوندی مرا قطع کردند، و مقام و منزلت بزرگ مرا
کوچک شمردند، و در غصب حق من، با یکدیگر هم داستان شدند، سپس گفتند:
برخی از حق را باید گرفت و برخی را باید رها کرد.
(یعنی خلافت حقّی است که باید رها کنی)
شکوه از ناکثین
طلحه
و زبیر و یارانشان بر من خروج کردند، و ناموس رسول خدا صلی الله علیه وآله
را به همراه خود میکشیدند چونان کنیزی را که به بازار برده فروشان
میکشانند، به بصره روی آوردند، در حالی که همسران خود را پشت پرده
نگهداشتند. پردهنشین حَرَم پیامبر صلی الله علیه وآله را در برابر دیدگان
خود و دیگران قرار دادند.
لشکری را گرد آوردند که همه آنها به اطاعت من گردن نهاده، و بدون اکراه، و با رضایت کامل با من بیعت کرده بودند،
پس
از ورود به بصره، به فرماندار من و خزانه داران بیت المال مسلمین، و به
مردم بصره حمله کردند، گروهی از آنان را شکنجه و گروه دیگر را با حیله
کشتند.
به خدا سوگند! اگر جز به یک نفر دست نمییافتند و او را عمداً
بدون گناه میکشتند کشتار همه آنها برای من حلال بود، زیرا همگان حضور
داشتند و انکار نکردند، و از مظلوم با دست و زبان دفاع ننمودند، چه رسد به
اینکه ناکثین به تعداد لشکریان خود از مردم بیدفاع بصره قتل عام کردند.»
[١] .
پی نوشت ها:
(١) خطبه ٤ : ١٧٢ نهج البلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- الغارات ج ١ ص ٣٠٨: ابن هلال ثقفی (متوفای ٢٨٣ ه)
٢- الغارات ج٢ ص٥٧٠ و٧٦٧: ابن هلال ثقفی (متوفای ٢٨٣ ه)
٣- کتابرسائل (طبقنقل سیدبن طاووس): کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
٤- کشف المحجةص٢٤٨ فصل ١٥٥: سیدبن طاووس (متوفای ٦٦٤ ه)
٥- الامامة والسیاسة ج١ ص١٥٦: ابن قتیبة (متوفای ٢٧٦ ه)
٦- کتاب مسترشد ص٤١٦ ص٨٠: طبری شافعی (متوفای ٣١٠ ه)
٧- کتاب جمل ص١٢٣ و١٧١: شیخ مفید (متوفای ٤١٣ ه)
٨- عقدالفرید ج ٢ ص ٢٢٧: ابن عبد ربه مالکی (متوفای ٣٢٨ ه).