دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٨٩ - شکافتن قبر و مفقود بودن مرده لوطی
ابوالفتوح رازی، قاضی نعمان و ابوالقاسم کوفی آورده اند:
در زمان
حکومت عمر بن خطّاب، غلامی را نزد او آوردند که مولای خود را کشته بود، عمر
بدون آن که تحقیق و بررسی نماید، حکم قتل او را صادر کرد.
این خبر به امیرالمؤمنین علی علیه السلام رسید و شهود نیز شهادت دادند؛ که این غلام مولای خود را کشته است.
حضرت خطاب به غلام کرد و اظهار نمود: تو چه می گوئی؟
غلام در پاسخ گفت: بلی، من او را کشته ام.
حضرت فرمود: برای چه او را کشته ای؟
گفت:
اربابم خواست به من تجاوز لواط کند ولی من نپذیرفتم، و چون خواست مرا
مجبور کند، من او را از خود بر طرف ساختم، ولیکن بار دیگر آمد و به زور با
من چنان عمل زشتی را مرتکب شد و من هم از روی غیرت و انتقام او را کشتم.
حضرت اظهار داشت: باید بر ادّعای خود شاهد داشته باشی؟
غلام
عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! در حالی که من در آن شب تنها بودم، چگونه می
توانم شاهد داشته باشم؛ و او درب ها را بسته بود و من اختیاری از خود
نداشتم.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: چرا بر او حمله کردی و او
را کشتی؟ آیا او از این عمل زشت پشیمان نشده بود؟ و آیا ندامت و توبه او را
نشیندی؟
غلام گفت: خیر، هیچ أثری از آثار ندامت در او ندیدم.
حضرت با صدای بلند فرمود: اللّه اکبر! صداقت یا دروغ تو، هم اکنون روشن خواهد گشت.
بعد
از آن دستور داد تا غلام را بازداشت نمایند و سپس به اولیای مقتول خطاب
کرد و فرمود: سه روز که از دفن مرده گذشت، جهت بیان و صدور حکم مراجعه
کنید.
چون روز سوّم فرا رسید، امام علی علیه السلام به همراه عمر و
اولیاء مقتول کنار قبر رفتند و حضرت دستور داد تا قبر را بشکافند؛ سپس
اظهار نمود: چنانچه جسد مرده موجود باشد، غلام دروغ گفته؛ و اگر مفقود باشد
غلام، صادق و راستگو است.
پس وقتی که قبر را شکافتند، جسد را در قبر نیافتند؛ و چون به حضرت علی علیه السلام گزارش دادند که جسد در قبر نیست.
حضرت اظهار نمود: اللّه اکبر! به خدا قسم! نه دروغ گفته ام و نه تکذیب شده ام، از پیغمبر خدا صلّی اللّه علیه و آله شنیدم که فرمود:
هر
که از امّت من باشد و عمل زشت قوم لوط را انجام دهد که همانا به وسبله
فریب شیطان انجام می دادند و بدون توبه از دنیا برود و او را دفن کنند، بیش
از سه روز در قبر نخواهد ماند؛ و او را با قوم لوط محشور می گردانند؛ و به
عذاب سخت و دردناک الهی گرفتار خواهد گشت.
پس از آن، حضرت امیر علیه السلام فرمود: غلام را آزاد کنید. [١] .
پی نوشت ها:
(١) مستدرک الوسائل: ج ١٤، ص ٣٤٤ ٣٤٦، ح ٨ و ٩.