دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣٧ - زیاد بن ابیه (عبید)
زیاد ابتدا از کارگزاران و شیعیان حضرت علی علیهالسلام بود، اما بعداً
از مسیر خود منحرف شد و به معاویه پیوست و از دشمنان سرسخت امام علی
علیهالسلام گردید.
در این نوشتار شرح حال زیاد را در سه بخش آوردهایم،
بخش اول خلاصهای از آغاز زندگانی و سابقه او، بخش دوم همراهی او با
امیرالمؤمنین علیهالسلام و سومین بخش بریدن او از آن حضرت و ملحق شدن به
معاویه و جنایات و ستمهای او نسبت به یاران علی علیهالسلام است. اینک به
بخش اول از شرح حال او میپردازیم:
سمیه مادر زیاد از زنان بدکاره و
فاسد زمان جاهلیت بود. شوهر رسمی او عبید نام داشت و زیاد وقتی به دنیا
آمد، چون از نظر پدر نامشخص بود، لذا او را گاهی به زیاد بن سمیه
مینامیدند (یعنی او را به مادرش نسبت میدادند) و یا زیاد بن عبید ثقفی، و
بعضی او را «زیاد بن ابیه» مینامیدند، و اول کسی که او را به زیاد بن
ابیه خواند، عایشه بود. [١] و بعدها معاویه زیاد را بر خلاف سنت پیامبر صلی
الله علیه و آله که فرموده است: «الولد للفراش و للعاهر الحجر» [٢] به خود
منتسب نمود و گفت: او برادر من است و پدرش پدر من ابو سفیان است. از این
رو به وی «زیاد بن ابوسفیان» هم میگویند.
ابن ابی الحدید مینویسد:
وقتی معاویه او را به خود ملحق کرد، بیشتر مردم به او زیاد بن ابی سفیان
میگفتند، چرا که مردم همواره پیرو پادشاهان و زورمداران هستند؛ زیرا بیم و
امید و سود و زیان از آنان است و پیروی مردم از دین در قبال پیروی آنها از
پادشاهان هم چون قطرهای در قبال اقیانوس است. [٣] .
اینک به بخش دوم از زندگانی زیاد میپردازیم که همراهی با امیرالمؤمنین علیهالسلام و کاردانی و خدمات او در این روزگار است:
او
به سن بلوغ که رسیده بود، در عصر خلافت ابوبکر اسلام آورد [٤] و سپس به
واسطه زیرکی و کاردانی که داشت در امور دیوانی کارآمد بود و مورد توجه عمر
بن خطاب قرار گرفت و لذا عمر او را برای اصلاح امور به یمن فرستاد.
پی نوشت ها:
(١) سفینة البحار، ج ١، عنوان «زید»، ص ٥٧٩.
(٢) فرزند از صاحب فراش است و برای زناکار سنگ است.» یعنی: کسی که از طریق شرعی به دنیا آید برای پدر و مادرش میباشد و از هم ارث میبرند و اگر از طریق غیرشرعی به دنیا آید، آن مولود نسبت به پدر ندارد و سنگ حق اوست نه فرزند و از هم ارث نمیبرند.
[٣] متن عربی آن در شرح ابن ابی الحدید، ج ١٦، ص ١٨٠ او چنین است: «و لما استلحق قال له اکثر الناس: زیاد بن ابی سفیان، لأن الناس مع الملوک الذین هم مظنّة الرهبّة و الرّغبة، و لیس اتباع الدین بالنسبة الی اتباع الملوک إلّا کالقطرة فی البحر المحیط».
[٤] سیر اعلام النبلاء، ج ٥، ص ١٨.