دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧ - آن روزها و این روزها
در واقعه صلح حدیبیه که مشرکان، از ورود رسول گرامی و همراهانش د به شهر
مکه جلوگیری کردند و آنها را از (زیارت خانه خدا و) مسجد الحرام بازداشتند
پیمان صلحی بین پیامبر خدا(ص) و مشرکان قریش منعقد گشت.
آن روز، من کاتب آن معاهده بودم؛ در آنجا نوشتم:
... بار خدایا به نام تو آغاز میکنیم. این، پیمان نامهای است که بین محمد فرستاده خدا و قریش بسته شده است.
نماینده قریش سهیل بن عمرو یه مخالفت برخاست و گفت:
اگر
ما باور داشتیم که محمد فرستاده خداست، با شما نزاعی نداشتیم و از او
اطاعت میکردیم. رسول الله را از کنار نام او محو کن و بنویس: محمد بن
عبدالله.
گفتم: علی رغم میل تو، به خدا سوگند که محمد رسول و فرستاده خداست.
پیامبر خدا (ص) فرمود:
علی! همان طور که او میگوید بنویس. برای تو نیز چنین روزی خواهد آمد.
(بنا بر نقلی [١] دیگر علی عرض کرد):
ای فرستاده خدا! دستهای من قدرت ندارند که لفض نبوت و رسالت را از نام شما محو نمایند.
حضرت فرمودند:
پس دست مرا بر آن بگذار تا خود آن را محو نمایم. و من دست پیامبر را روی جمله رسول الله (ص) گذاشتم و حضرت آن را محو کردند.
(پس از گذشت چند سال، تاریخ تکرار شد) روزی که قرار صلح را میان خود و سپاه شام مینوشتم، چنین نوشتم:
به نام خداوند بخشنده مهربان، این قراردادی است میان علی بن ابی طالب امیر مومنان و معاویه بن ابی سفیان...
عمروعاص و معاویه به مخالفت برخاستند و گفتند:
اگر ما تو را امیر مومنان میدانستیم که در سبز نبودیم، نام خود و پدرت کافی است، جمله امیر المومنین را حذف کن.
آن روز به یاد سخن پیامبر افتادم و گفتار او را حق یافتم.
جالب
است که امروز معاویه به جایت مشرکان قریش مینشیند و علی به جای پیغمبر و
عمروعاص به جای سهیل بن عمرو و جمله امیرالمومنین به جای رسول الله.
عن
علی قال: لما کان بوم اقضیه حین رد المشرکون النبی و من معه و دافعوه عن
المسجد ان یدخلوه، هادنهم رسول الله (ص) فکتبوا بینهم کتابا... فکنت انا
الذی کتب، فکتبت باسمک اللهم، هذا کتاب بین محمد رسول الله (ص) و بین قریش
فقال سهیل بن عمرو: لو اقررنا انک رسول الله (ص) لم ننازعک احد. فقلت: بل
هو رسول الله (ص) و انفک راغم. فقال لی رسول الله (ص) اکتب له ما اراد،
ستعطی یا علی! بعدی مثلها.
فقال علی: یا رسول الله (ص) ان یدی لاتنطق
بمحو اسمک من النبوه فاخذه رسول الله فمحاه. ثم قال اکتب هذا ما قاضی علیه
محمد بن عبدالله.
فلما کتب الصلح بینی و بین اهل الشام، کتبت بسم الله
الرحمن الرحیم هذا کتاب بین علی امیر المومنین و بین معاویه بن ابی سفیان.
فقال معاویه و عمرو بن العاص: لو علمنا انک امیرالمومنین لم ننازعک. فقلت
اکتبوا ما رایتم. فعلمت ان قول رسول الله (ص) حق قد جا. [٢] .
پی نوشت ها:
(١) بحار، ج ٢٠، ص ٣٣٣.
(٢) بحار، ج ٢٠، ص ٣٥٦.