دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤٤ - جویریه بن مسهر عبدی
وی از اصحاب امام علی علیهالسلام و اعراب کوفه است [١] که در برخی جنگهای حضرت حضور داشت. [٢] .
جویریه
بسیار مورد اطمینان و وثوق و علاقهمندی حضرت علی علیهالسلام بود و از
اصحاب سرّ آن حضرت به شمار میآمد. روزی به او نگاه کرد و ندا کرد: «یا
جویریة ألحق بی لا أباً لک، ألا تعلم أنّی أهواک و اُحبّک؟ ای جویریه! نزد
من بیا، مگر نمیدانی دلم هوای تو کرده و تو را دوست دارم.» بعد با نوک پا
به جویریه زد و فرمود: «اموری را به تو میگویم، تو آنها را حفظ کن.» و
بدین ترتیب در اسرار امور با حضرت علی علیهالسلام شریک شد و آگاه گردید.
[٣] .
راوندی در «الخرائج و الجرائح» مینویسد: روزی، امیرمؤمنان
علیهالسلام به جویریه فرمود: «لتعتلنّ إلی العَتل الزنیم و لیقطعنَّ یدک و
رِجلک، ثم لَیصلُبَنَّک؛ ای جویریه! تو به دست مردی پست فطرت و فرومایه
کشته خواهی شد، او ابتدا دست و پای تو را قطع میکند، سپس تو را به دار
میآویزد.» مدتی بعد که زیاد بن ابیه از طرف معاویه والی کوفه گردید، وی را
احضار کرد و دستور داد دست و پای جویریه را قطع کردند و سپس او را به دار
کشیدند. [٤] .
پی نوشت ها:
(١) رجال طوسی، ص ٣٧، ش ٤.
(٢) رجال برقی، ص ٥.
(٣) قاموس الرجال، ج ٢، ص ٧٥٩.
(٤) الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٢٠٢؛ قاموس الرجال، ج ٢، ص ٧٥٨.