دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣٩ - نهی از شنیدن غیبت
شخصی وارد منزل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام شد و در کنار امام مجتبی
علیه السلام نشست و درد دل میکرد، تا اینکه در لابلای کلماتش از کسی سخن
گفت.
امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به فرزندش فرمود:
«فرزندم گوش خود را از اینگونه عیب جوئیها پاک نگهدار، زیرا غیبت کننده پلیدترین چیزهائی که دارد در ظرف گوش تو میریزد.»
یعنی
همچنان که باید مواظب بود تا بدن و لباس انسان آلوده نشود، باید مراقبت
کرد تا ظرف گوش و دل انسان نیز پاک بماند، و به هر سخنی نباید گوش فرا داد.
[١] .
عمل به سخن وحیگونه امام علی علیه السلام نظارت دقیق بر امور
اجتماعی و خانواده را میطلبد که نگذاریم در مجلس ما، در منزل ما از کسی
عیب جوئی کنند،
باید عنان سخن را به دست گیریم و محور گفتگوهای دوستانه را به سَمت و سوئی ببریم که آلوده به غیبت نگردیم. [٢] .
که حضرت در خطبه ١٤١ نهجالبلاغه اینگونه رهنمود داد که:
أَیهَا النَّاسُ، مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَةَ دِینٍ وَسَدَادَ طَرِیقٍ، فَلَا یسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَالِ.
أَمَا
إِنَّهُ قَدْ یرْمِی الرَّامِی، وَتُخْطِئُ السِّهَامُ، وَیحِیلُ
الْکَلَامُ، وَبَاطِلُ ذلِکَ یبُورُ، وَاللَّهُ سَمِیعٌ وَشَهِیدٌ. أَمَا
إِنَّهُ لَیسَ بَینَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ.
فسئل علیه السلام، عن معنی قوله هذا، فجمع أصابعه و وضعها بین أذنه و عینه ثم قال:
الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ، وَالْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَیتُ!
«ای مردم! آن کس که از برادرش اطمینان و استقامت در دین، و درستی راه و رسم را سراغ دارد، باید به گفته مردم درباره او گوش ندهد.
آگاه
باشید! گاهی تیرانداز، تیر افکند و تیرها به خطا میرود، سخن نیز چنین
است، درباره کسی چیزی میگویند که واقعیت ندارد و گفتار باطل تباه شدنی
است، و خدا شنوا و گواه است.
بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.
(پرسیدند: معنای آن چیست؟ امام علی علیه السلام انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت و فرمود:)
باطل آن است که بگویی شنیدم، و حق آن است که بگویی دیدم.» [٣] .
پی نوشت ها:
(١) اختصاص شیخ مفید ص ٢٢٥، و بحارالانوار ج ٧٥ ص ٢٥٩.
(٢) یاران و شاگردان حضرت امام خمینیقدس سره نقل میکنند:
وقتی در اطاق پذیرائی امام خمینیقدس سره، شاگردان او جمع میشدند و صحبت میکردند. امامقدس سره از اطاق شخصی خود بیروت آمده با صراحت تذکّر دادند که: من راضی نیستم در منزل من از کسی غیبت کنید.
[٣] خطبه ١٤١ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- دستور معالم الحکم ص ١٣٩: قاضی قضاعی (متوفای ٤٥٤ ه)
٢- عین الادب والسیاسة ص ٢١٥: ابن هذیل (متوفای ٣٨٩ ه)
٣- کتاب خصال ج١ ص٢٣٦ ح٧٨ باب الاربعة: شیخ صدوق (متوفای ٣٨١ ه)
٤- عقدالفرید ج ٦ ص ٢٦٨: ابن عبد ربه مالکی (متوفای ٣٢٨ ه)
٥- کتاب النهایة (در ماده صبع): این أثیر شافعی (متوفای ٦٠٦ ه)
٦- بحارالانوار ج٧٢ ص١٩٦ و١٩٧: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه)
٧- شرح نهجالبلاغه ج٩ ص٧٢: ابن ابی الحدید معتزلی (متوفای ٦٥٥ه)
٨- غررالحکم ج ٤ ص ٤٧٥ و ٤٨٦: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه).