دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦٦ - حمایت از اعتراضات اباذر
ابوسعید خِدری نقل میکند که روزی اباذر نزد خلیفه سوم آمد و از او انتقاد و عیب جوئی کرد.
آنگاه علی علیه السلام در حالی که تکیه به عصایی داده بود رسید.
خلیفه سوم پرسید: با او چه کنم؟
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
آن
را خدای بزرگ جواب داد که «اگر دروغ میگوید، دروغ او بر باد و اگر به
راستی سخن میگوید، بعضی از آنچه که گفته بر شما اصابت خواهد کرد.» [١] .
خلیفه سوم به علی علیه السلام گفت:
ساکت شو! خاک در دهان تو!
امام علی علیه السلام فرمود:
خاک در دهان خودت! از ما چیزی پرسیدی به تو پاسخ گفتیم. [٢] .
به نقل مسعودی و یعقوبی، وقتی اباذر به تبعیدگاه میرفت خلیفه سوم دستور داد تا کسی او را مشایعت نکند.
امّا علی علیه السلام و دو فرزندش برای مشایعت او رفتند و به هنگام بدرقه خطاب به اباذر فرمود:
یا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّکَ غَضِبْتَ لِلَّهِ، فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ.
إِنَّ
الْقَوْمَ خَافُوکَ عَلَی دُنْیاهُمْ، وَخِفْتَهُمْ عَلَی دِینِکَ،
فَاتْرُکْ فِی أَیدِیهِمْ مَا خَافُوکَ عَلَیهِ، وَاهْرُبْ مِنْهُمْ بِمَا
خِفْتَهُمْ عَلَیهِ؛ فَمَا أَحْوَجَهُمْ إِلَی مَا مَنَعْتَهُمْ، وَمَا
أَغْنَاکَ عَمَّا مَنَعُوکَ!
وَسَتَعْلَمُ مَنِ الرَّابِحُ غَداً، وَالْأَکْثَرُ حُسَّداً.
وَلَوْ
أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِینَ کَانَتَا عَلَی عَبْدٍ رَتْقاً، ثُمَّ
اتَّقَی اللَّهَ، لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً!
لَا
یؤْنِسَنَّکَ إِلَّا الْحَقُّ، وَلاَ یوحِشَنَّکَ إِلَّا الْبَاطِلُ،
فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْیاهُمْ لَأَحَبُّوکَ، وَلَوْ قَرَضْتَ مِنْهَا
لَأَمَّنُوکَ.
«ای اباذر! همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی،
این
مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی، پس
دنیا را که به خاطر آن از تو ترسیدند به خودشان واگذار، و با دین خود که
برای آن ترسیدی از این مردم بگریز، این دنیاپرستان چه محتاجند به آن که تو
آنان را ترساندی، و چه بینیازی از آن چه آنان تو را منع کردند.
و به زودی خواهی یافت که چه کسی فردا سود میبرد؟
و چه کسی بر او بیشتر حسد میورزند؟
اگر
آسمان و زمین درهای خود را بر روی بندهای ببندند و او از خدا بترسد،
خداوند راه نجاتی از میان آن دو برای او خواهد گشود، آرامش خود را تنها در
حق جستجو کن، و جز باطل چیزی تو را به وحشت نیاندازد، اگر تو دنیای این
مردم را میپذیرفتی، تو را دوست داشتند، و اگر سهمی از آن برمیگرفتی دست
از تو بر میداشتند.» [٣] .
مروان خود را به حضرت رساند و از غضب خلیفه سوم درباره مشایعت اباذر یاد کرد،
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز اعتنائی به هشدار حکومتی نداشت و به بدی از خلیفه سوم یاد نمود.
به هنگام شب، خلیفه سوم درباره برخورد امام علی علیه السلام با مروان به وِی اعتراض کرد و گفت:
مگر نشنیدی که من دستور داده بودم کسی از اباذر مشایعت نکند؟
آن حضرت فرمود:
آیا هر آنچه را که تو دستور میدهی و ما حکم خدا و حقّ را در مخالفت با آن میبینیم، باید از فرمان تو پیروی کنیم؟
به خدا سوگند که چنین نیست.
خلیفه سوم از حضرت علی علیه السلام خشمگین شد و به او گفت که مروان را بر وِی ترجیح میدهد.
فردای آن روز، خلیفه سوم نزد مهاجرین و انصار از علی علیه السلام گله کرد و گفت:
علی از من عیبجوئی میکند و کسانی را نیز که به اشکال تراشی از من میپردازند حمایت میکند.
(مقصود وِی عمّار و اباذر و دیگران بود)
بزرگان مهاجر و انصار میان علی علیه السلام و خلیفه سوم صلح دادند که امام علی علیه السلام فرمود:
(فقط به خاطر خداسکوت میکنم.) [٤] .
پی نوشت ها:
[١] سوره غافر آیه ٢٨.
[٢] عبدالرّزّاق مصنّف ج ١١ ص ٣٤٩ - ٣٣٩.
[٣] خطبه ١/١٣٠ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- روضه کافی ج٨ ص٢٠٦ و٢٠٧ ح٢٥١: کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
٢- کتاب سقیفه بنقل ابیالحدید ج ٢ ص ٣٧٥: جوهری (متوفای ٣٩٥ ه)
٣- شرح نهجالبلاغه ج ٢ ص ٣٧٥: ابن ابیالحدید (متوفای ٦٥٦ ه)
٤- تاریخ یعقوبی (ابن واضح) ج ٢ ص ١٢٠: یعقوبی (متوفای ٢٨٤ ه)
٥- تذکرة الخواص ص١٣٤:ابن جوزی حنفی (متوفای ٦٥٤ ه)
٦- منهاجالبراعة ج ٢ ص ٤٧: ابن راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٧- کتاب محاسن ص٣٥٣ ب١٢ ح٤٥: علامه برقی (متوفای ٢٧٤ ه)
٨- أنساب الاشراف ج ٥ ص ٥٤: بلاذری (متوفای ٢٧٩ ه)
٩- کتاب الفتوح ج١ ص٣٠: ابن اعثم کوفی (متوفای ٣١٤ ه).
[٤] کتاب السّنه ابن ابی عاصم ص ٤٩٩ - ٤٨٨.