دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١٣ - میهمانی
من به مسجد آمدم (تا کسانی را برای شرکت در ولیمه فاطمه دعوت کنم) دیدم
مسجد از جمعیت موج میزند. خواستم از آن میان عدهای را به میهمانی بخوانم و
بقیه را واگذارم اما از این کار شرم کردم و تبعیض را روا ندانستم به ناچار
بر بالای بلندی مسجد ایستادم و بانگ برداشتم که: به میهمانی ولیمه فاطمه
حاضر شوید.
مردم دسته دسته به راه افتادند. من از کثرت مردم و اندک بودن
غذا خجالت کشیدم و ترسیدم که به کمبود غذا مواجه شوم. رسول خدا(ص) متوجه
نگرانی من شد و فرمود: علی! من دعا میکنم تا غذا با برکت شود.
شمار
میهمانان بیش از چهار هزار نفر بود که به برکت دعای پیغمبر همه از خوراکی و
نوشیدنی سیر شدند و در حالی که دعا گوی ما بودند، خانه را ترک کردند، و با
این همه، چیزی از اصل غذا کاسته نشد. در پایان رسول گرامی کاسههای متعدد
خواست و آنها را از خوراکی انباشت و به خانههای همسران خویش فرستاد. سپس
فرمود تا کاسه دیگری آوردند، آن را هم پر از غذا کرد و گفت: این ظرف هم از
فاطمه و شویش باشد.
قال علی (ع):... فاتیت المسجد و هو مشحن بالصحابه
فاحییت [١] ان اشخص قوما و ادع، ثم صعدت علی ربوه هناک و نادیت: اجیبوا الی
ولیمه فاطمه، فاقبل الناس ارسالا، فاستحییت من کثره الناس و قله الطعم،
فعلم رسول الله (ص) ما تداخلنی، فقال یا علی! انی سادعوا الله بالبرکه...
فاکل القوم عن آخرهم طعامی و شربوا شرابی و دعوا لی بالبرکه و صدروا و هم
اکثر من اربعه الاف رجل و لم ینقص من الطعام شی، ثم دعا رسول الله (ص)
باصحاف فملئت و وجه بها الی منازل ازواجه ثم اخذ صحفه و جعل فیها طعاما و
قال: هذا لفاطمه و بعلها.[٢] .
پی نوشت ها:
(١) در مصدر چنین است ولی ظاهرا صحیح آن فاستحییت باشد.
(٢) بحار، ج ٤٣، ص ٩٦.