دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣٣ - روش برخورد با ابن ملجم مرادی
پس از بیعت مردم با امام علیعلیه السلام، اصبغ بن نباته میگوید:
حاکم یمن گروهی را به سرپرستی ابنملجم خدمت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرستاد، تا از طرف مردم یمن بیعت کنند.
همه بیعت کردند،
وقتی
نوبت به ابن ملجم رسید، با بیاناتی رسا و شیوا، امام علی علیه السلام را
ستود، و با افتخار تمام با حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بیعت کرد.
امام علی علیه السلام برای بار دوّم از ابنملجم خواست که بیعت کند، و او چنین کرد،
تا
خواست از مقابل حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام رد شود و سرجای خود
بنشیند برای بار سوّم امام علی علیه السلام او را صدا زد و فرمود:
بیعت کن و دچار حیله و نیرنگ مباش و بیعت خود را نشکن.
ابن ملجم گفت:
«سوگند به خدا ای امیرالمؤمنین علیه السلام ندیدم که با دیگری چنین رفتاری داشته باشی.»
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام با اشاره به او فهماند که تو بیعت میشکنی، و قاتل من خواهی بود،
روزها
گذشت و ابنملجم در مدینه مریض شد و چند هفته در منزل امام علی علیه
السلام بستری و معالجه گردید و تا حادثه حکمیت از یاران حضرت امیرالمؤمنین
علی علیه السلام بود، از آن پس منافق شد و در گروه خوارج قرار گرفت. [١] .
با
اینکه امام علی علیه السلام قاتل خود را میشناخت، امّا هیچ گونه برخوردی
با او نمیکرد، زیرا کسی را به جرم ناکرده مجازات نخواهند کرد.
امّا وقتی او را میدید شعر معروف معدیکرب را میخواند که:
أُریدُ حَیاتَهُ وَ یریدُ قَتْلی
غِدیرُکَ مِنْ خَلیلک مِنْ مُرادٍ
(من زندگی او را و او کشته شدن مرا میخواهد، و این نیرنگ بازِ دوست نما، از طایفه مراد است.) [٢] .
پی نوشت ها:
(١) ارشاد شیخ صدوق ص١٣.
(٢) شبهای پیشاور ص٧٨٢ - و - دیوان منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام ص١٧٠ - و - منتهی الآمال ص٢٠٧.