دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦ - آگاهی از اسرار زن جسور
حارث عور که از دوستان باوفای حضرت امیر علیهالسلام است گوید: روزی با
امیرالمؤمنین در جایگاه قضاوت نشسته بودم که زنی آمد و بر علیه شوهرش شکایت
کرد، زن شکایت خود را گفت، شوهرش نیز ادعای خود را بیان کرد، و چون حق با
مرد بود، حضرت حق را به شوهر داد و به ضرر زن حکم کرد.
زن از قضاوت حضرت
بسیار خشمگین شد و صدا زد: یا امیرالمؤمنین به خدا قسم که بر ستم قضاوت
کردی، خداوند به تو اینگونه دستور نداده بود!
حضرت فرمود: ای سلفع و
مهیع و قردع، من آنچه حق میدانستم در مورد تو قضاوت کردم، زن با شنیدن این
سخن ترسید و فرار کرد و جوابی نداد.
عمرو بن حریث (مرد منافق و مخالف
حضرت علی علیهالسلام) دنبال زن رفت و به او گفت: امروز از تو امر عجیبی
دیدم، امیرالمؤمنین سخنی به تو گفت و تو بدون هیچ حرفی برخاستی و رفتی، به
من بگو به تو چه گفت که نتوانستی جواب دهی؟ زن گفت: ای بنده خدا حضرت
مسألهای را بازگو کرد که جز من و خداوند متعال کسی آگاه نبود، و من از ترس
اینکه مبادا بیش از این بگوید (و رسوا کند) برخاستم، زیرا تحمل یکی بهتر
از تحمل سختیهای پشت سر هم است. عمرو گفت: خدایت ببخشاید، او به تو چه گفت؟
زن گفت: ای بنده خدا او به من چیزی را گفت که زشت دارم و ثانیا زشت است
مردان از عیوب زنان آگاه شوند.
عمرو بن حریث گفت: ای زن نه تو مرا
میشناسی و نه من تو را، شاید نه من تو را و نه تو مرا دیگر ببینیم. عمرو
گوید: وقتی دید من بسیار اصرار میکنم گفت: اینکه حضرت فرمود: ای سلفع، به
خدا قسم مجرای حیض من غیر عادی است اما اینکه فرمود: ای مهیع، به خدا قسم
به جای مردان (شوهر) با زنان هستم. اما اینکه فرمود: ای قردع، من آن زن
خرابکار هستم که خانه همسرم و دارائی او را ویران و نابود کردم. عمرو گفت:
وای بر تو، او این مطالب را از کجا میداند؟ آیا ساحر است یا کاهن [١] یا
مخدوم [٢] که به مسائل تو خبر میدهد، این دانش گستردهای است. زن گفت: بد
حرفی زدی، او نه جادوگر است و نه کاهن و نه مخدوم، او از خاندان نبوت و وصی
پیامبر خدا و وارث (علوم) اوست. آنچه از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
وسلم گرفته است به مردم میگوید و او بعد از پیامبر ما حجت خداست بر مردم.
عمرو
بن حریث بعد از گفتگو نزد حضرت برگشت، حضرت به او فرمود: ای عمرو چرا و به
چه حقی آن سخنان را در حق من روا داشتی (ساحر و کاهن و مخدوم) آگاه باش به
خدا قسم که سخن آن زن درباره من از تو بهتر بود، و من و تو هر دو مقابل
خداوند خواهیم ایستاد بنگر چه گریزی از خداوند داری؟ عمرو گفت: یا
امیرالمؤمنین من از خداوند استغفار میکنم و از شما معذرت میخواهم، مرا
ببخش. خدایت ببخشاید.
حضرت فرمود: نه به خدا قسم من هرگز این گناه را بر تو نمیبخشم، تا من و تو در مقابل آن (خدائی) که ظلم نمیکند بایستیم. [٣] .
اینکه
حضرت امیر علیهالسلام عمروبن حریث را نبخشود با آنکه حضرتش دریای رحمت
الهی است به جهت نفاق و کینهای بود که در دل عمرو بود و توبه نکرده بلکه
تظاهر مینمود.
و این عمرو بن حریث همان است که وقتی عبیداللّه از او
خواست تا میثم را معرفی کند گفت: میثم تمار دروغگو و طرفدار آن مرد دروغگو
علی بن ابیطالب است، میثم گفت: ای امیر او دروغ میگوید: بلکه منم راستگو
طرفدار آن مرد راستگو علی بن ابیطالب که به حق امیرمؤمنان است، و در ترجمه
او وی را به عنوان کافر بیدین و دشمن خدا و فرماندار بنی امیه معرفی
کردهاند. [٤] .
پی نوشت ها:
(١) کاهن کسی است که میگفتند از حرکت ستارهها پیشگوئی میکند.
(٢) مخدوم به کسی می گفتند که اجنه خدمتگزار او باشند.
(٣) الاختصاص، شواهد التنظیم بالاختصاد و الاختلاف.
(٤) الکهف: ١٠٣.