دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٦ - برخورد با دختر خود
وقتی یکی از دختران امام علی علیه السلام، گلوبند بیتالمال را آنهم با اجازه کلیددار آن، تنها برای روز عید فطر، به عاریت گرفت،
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بر سر کلیددار بیتالمال فریاد کشید، و گلوبند را به بیتالمال بازگرداند و خطاب به دخترش فرمود:
اگر اجازه نمیگرفتی، دست تو اوّلین دستی بود که در بنیهاشم قطع میگردید. [١] .
فَاتَّقِ
اللَّهَ وَارْدُدْ إِلَی هؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ، فَإِنَّکَ
إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْکَنَنِی اللَّهُ مِنْکَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَی
اللَّهِ فِیکَ، وَلَأَضْرِبَنَّکَ بِسَیفِی الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ
أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ!
وَوَاللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ
وَالْحُسَینَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِی فَعَلْتَ، مَا کَانَتْ لَهُمَا
عِنْدِی هَوَادَةٌ، وَلَا ظَفِرَا مِنِّی بِإِرَادَةٍ، حَتَّی آخُذَ
الْحَقَّ مِنْهُمَا، وَأُزِیحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا،
وَأُقْسِمُ بِاللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ مَا یسُرُّنِی أَنَّ مَا
أَخَذْتَهُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَلَالٌ لِی، أَتْرُکُهُ مِیرَاثاً لِمَنْ
بَعْدِی؛ فَضَحِّ رُوَیداً، فَکَأَنَّکَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَی،
وَدُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَی، وَعُرِضَتْ عَلَیکَ أَعْمَالُکَ بِالَْمحَلِّ
الَّذِی ینَادِی الظَّالِمُ فِیهِ بِالْحَسْرَةِ، وَیتَمَنَّی الْمُضَیعُ
فِیهِ الرَّجْعَةَ، «وَلاتَ حینَ مَناصٍ»
ترجمه: برخورد قاطع با خیانتکار
پس
از خدا بترس، و اموال آنان را بازگردان، و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت
دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم نمود، که نزد خدا عذرخواه من
باشد، و با شمشیری تو را میزنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید.
سوگند
به خدا! اگر حسن و حسین چنان میکردند که تو انجام دادی، از من روی خوش
نمیدیدند و به آرزو نمیرسیدند تا آن که حق را از آنان باز پس ستانم، و
باطلی را که به ستم پدید آمده نابود سازم، به پروردگار جهانیان سوگند، آن
چه که تو از اموال مسلمانان به ناحق بردی، بر من حلال بود، خشنود نبودم که
آن را میراث بازماندگانم قرار دهم، پس دست نگهدار و اندیشه نما، فکر کن که
به پایان زندگی رسیدهای، و در زیر خاکها پنهان شده، و اعمال تو را بر تو
عرضه داشتند، آنجا که ستمکار با حسرت فریاد میزند، و تباه کننده عمر و
فرصتها، آرزوی بازگشت دارد امّا راه فرار و چاره مسدود است.) [٢] .
پی نوشت ها:
(١) تهذیب، ج١٠، ص١٥١ - و وسائل الشّیعه، ج١٨، ص٥٢١.
(٢) نامه ٤١ نهجالبلاغه، معجمالمفهرس محمد دشتی.