دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩٤ - راندن سائل
فاطمه بیمار شد و رسول خدا(ص) به عیادت او آمد و بر بالین وی نشست. در
همین حال که با دخترش گفتگو میکرد و از حال وی جویا میشد، فاطمه گفت: دلم
هوای خوراکی مطبوع و گوارا کرده است.
تاقچهای در اتاق بود که اشیایی
در آن مینهادند، رسول گرامی برخاست و به جانب آن تاقچه رفت سپس با ظرفی
سرپوشیده بازگشت. محتوای ظرف مقداری مویز و کشک و کعک (نانی که از آمیختن
روغن و شکر سازند) و چند خوشه انگور بود. حضرت آن ظرف خوراکی را در برابر
دخترش گذارد و در حالی که خود دستی بر آن نهاده بود نام خدا را بر زبان
جاری ساخت و فرمود: به نام خدا برگیرید و بخورید.
اهل بیت سرگرم خوردن
آن خوراکیها شدند. در این بین، سائلی بر در خانه ظاهر شد و با آواز بلند
سلام کرد و گفت: ای اهل خانه! از آنچه خدا روزی شما کرده به ما نیز
بخورانید.
رسول خدا(ص) در پاسخ او فرمود: دور شو ای پلید.
فاطمه از گفته پدر شگفت زده شد و گفت: ای فرستاده خدا! ندیده بودم که با مسکین چنین رفتار کنید؟
فرمود:
(دخترم) این خوراک بهشتی است که جبرئیل برای شما آورده و سائل هم شیطان
مطرود است. او در خوراک شما طمع کرده و میخواهد با شما در خوردن آن شرکت
جوید، در حالی که بر او روا نیست.
قال امیرالمومنین: ان فاطمه بنت محمد
وجدت عله، فجاها رسول الله (ص) عائدا فجلس عندها و سالها عن حالها، فقالت:
انی اشتهی طعاما طیبا.
فقام النبی الی طاق فی البیت فجا بطبق فیه ربیب و
کعک و اقط و قطف عنب فوضعه بین یدی فاطمه فوضع رسول الله (ص) یده فی الطبق
و سمی الله و قال: کلوا بسم الله، فاکلت فاطمه و رسول الله (ص) و علی و
الحسن و الحسین فبینما هم یاکلون اذ وقف سائل علی الباب فقال:السلامعلیکم،
اطعمونا مما رزقکم الله.
فقال النبی اخسا!
فقالت فاطمه: یا رسول الله (ص)! ما هکذا تقول للمسکین؟!
فقال النبی انه الشیطان و ما کان ذلک ینبغی له. [١] .
پی نوشت ها:
(١) بحار، ج ٤٣، ص ٧٧.