دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥٤ - ضرورت زندگی اجتماعی
همه محقّقان و پژوهشگران جهان اعتراف دارند که زندگی باید به گونهای اجتماعی همراه با روح تعاون و همکاری اداره شود.
و در تعریف انسان نیز گفتهاند:
«انسان موجودی اجتماعی است.»
جامعه
شناسان با بررسی آثار تمدن انسانهای گذشته این حقیقت را به اثبات
رساندهاند که «زندگی اجتماعی» یک ضرورت غیر قابل انکار است و علم
روانشناسی نیز معتقد است:
«انسان فطرتاً اجتماعی و دارای روح جمعگرایی است»
از
دیدگاه قرآن و نهجالبلاغه نیز اجتماعی بودن انسان و ضرورت زندگی اجتماعی
به اثبات رسیده و همگان را به تعاون و همکاری فرا میخوانند؛
زیرا به تنهایی نمیتوان راه رشد و تکامل را پیمود و به همه نیازمندیها پاسخ مثبت داد.
که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به این واقعیت سیاسی، اجتماعی فرمود:
وَالْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمِ فَإِنَّ یدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ.
وَإِیاکُمْ وَالْفُرْقَةَ! فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ.
(همواره
با جمعیت و اجتماع باشید که دست خدا همراه آن است، از جدایی و پراکندگی
بپرهیزید که انسان تنها اسیر شیطان است، همانگونه که گوسفند دور از گله،
طعمه گرگ) [١] .
کدام جامعه؟ و کدام زندگی اجتماعی؟
پس از طرح ضرورت زندگی اجتماعی، اوّلین سؤالی که توجّه و اندیشه هر پژوهندهای را به خود جلب میکند این است که:
در کدام جامعه باید زیست؟
و کدامین زندگی اجتماعی را باید انتخاب نمود؟
طبیعی است که جوامع فاسد و آلوده مورد توجّه طرفداران رشد و کمال انسانها نیست،
باید به جوامع سالم و متکامل مترقّی روی آورد؟ یا جوامع آلوده را اصلاح کرد؟
همانگونه
که پیکر بیمار و فرسوده انسان در به دست آوردن سلامت کامل، دچار تزلزل
است، پیکر جوامع آلوده نیز نمیتواند راه ترقّی را بپیماید و انسانها را
به تکامل برساند.
از دیدگاه نهجالبلاغه، هم ضرورت زندگی اجتماعی و هم
روی آوردن به جوامع سالم و متکامل ارزشمند است و اصلاح جوامع فاسد نیز از
اهداف ارزنده پیامبران الهی بشمار میرود، که فرمود:
الصِقْ بِذَوِی
الْمُروُءَاتِ وَالْاءَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُیوُ تاتِ الصَّالِحَةِ وَ
السَّوابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أهْلِ النَّجْدَةِ وَالشَّجَاعَةِ
وَالسَّخَاءِ وَالسَّماحَُِ فَاِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْکَرَمِ وَ شُعَبٌ
مِنَ الْعُرْفِ
(روابط خود را با افراد خوب و سرشناس و اصیل، برخاسته از
خاندانهای صالح و خوش سابقه و مردم شجاع و سخاوتند و افراد بزرگوار
برقرار ساز، چرا که آنها کانون بخشش و کَرَم و مرکز اصیل نیکوکاری
میباشند.) [٢] .
آنگاه از جامعه آلوده و افراد فاسد و منحرف شکوهها داشته و نشانههای آن را به اصحاب و یارانش میشناساند.
وَاعْلَمُوا
رَحِمَکُمُ اللَّهُ أَنَّکُمْ فِی زَمَانٍ الْقَائِلُ فِیهِ بِالْحَقِّ
قَلِیلٌ، وَاللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ کَلِیلٌ، وَاللَّازِمُ لِلْحَقِّ
ذَلِیلٌ.
أَهْلُهُ مُعْتَکِفُونَ عَلَی الْعِصْیانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَی الْإِدْهَانِ
(خدا
شما را رحمت کند بدانید در زمان و جامعهای قرار کرفتهاید که گوینده حق
اندک است و زبان از گفتار راست عاجز و گنگ و حق جویان خوار و ذلیلند.
مردم همدم معصیت و گناه و همگام با سستی و تنبلیها میباشند.) [٣] .
پی نوشت ها:
(١) خطبه ٧/١٢٧ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- تاریخ طبری ج٣ ص١٢١ سنه٣٧: طبری شافعی متوفای ٣١٠ ه)
٢- النهایة «ماده بجر» و «ماده ید»: ابن أثیر شافعی (متوفای ٦٠٦ ه)
٣- کتاب الحیوان ج ٢ ص ٩٠: جاحظ (متوفای ٢٥٥ ه)
٤- کتاب محاسن ص ٤١: بیهقی شافعی (متوفای ٥٦٩ ه)
٥- کتاب أمالی: شیخ صدوق (متوفای ٣٨١ ه)
٦- کشف الغمة ج ١ ص ٤٢: اربلی (متوفای ٦٨٧ ه)
٧- غررالحکم ص ٣٢٩: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه).
(٢) نامه ٥٢/٥٣ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- تحف العقول ص ١٢٦: ابن شعبه حرانی (متوفای ٣٨٠ ه)
٢- دعائم الاسلام ج ١ ص ٣٥٠: قاضی نعمان (متوفای ٣٦٣ ه)
٣- نهایة الارب ج ٦ ص ١٩: نویری شافعی (متوفای ٧٣٢ ه)
٤- فهرست نجاشی ص ٧: نجاشی (متوفای ٤٥٠ ه)
٥- فهرست ص٣٧: شیخ طوسی (متوفای ٤٦٠ ه)
٦- تاریخدمشق ج٣ ص٢٨٩ ح١٣١١و١٣١٤: ابن عساکر شافعی (متوفای ٥٧٣ ه)
٧- من لایحضره الفقیه ج٤ ص٤٠٩: شیخ صدوق (متوفای ٣٨١ ه).
(٣) خطبه ٢/٢٣٣ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- روضه کافی ص ٣٩٦: کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
٢- غرر الحکم ص ٨٢/ ج ٣ ص ٦٩: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٣- ربیع الابرارج١ ص٨٠ ح٢٢٧: زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ ه)
٤- محاضرات ج ١ ص ٨٩: راغب اصفهانی (متوفای ٥١٣ ه)
٥- غرر و عرر ص ١٠٨: وطواط (متوفای ٥٥٣ ه)
٦- منهاج البراعة ج ٢ ص ٤٠٧: راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٧- تنبیه الخواطر ص٧٨: شیخ ورام (متوفای ٦٠٥ ه)
٨- بحار الانوار ج ٧٠ ص١٢٣: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه).