دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤٥ - شناخت عمروعاص
امام علی علیه السلام در افشای یکی از سران قاسطین «عمروعاص» در یک سخنرانی فرمود:
وَلَمْ یبایعْ حَتّی شَرَطَ اَنْ یؤتِیهُ علی الْبَیعَةِ ثمناً [١] .
(بیعت نمیکند مگر آنکه در یک معامله سیاسی، در برابر بیعت سرمایهای به دست آورد.)
یعنی
طرفداری عمروعاص از معاویه بر اساس عقیده و ایمان نیست بلکه پول پرستی و
قدرت طلبی او را منحرف کرده است و درسخنرانی دیگری بیشتر ماهیت او را
شناساند.
عَجَباً لِابْنِ النَّابِغَةِ! یزْعَمُ لِأَهْلِ الشَّامِ
أَنَّ فِی دُعَابَةً، وَأَنِّی امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ: أُعَافِسُ
وَأُمَارِسُ! لَقَدْ قَالَ بَاطِلاً، وَنَطَقَ آثِماً.
أَمَا - وَشَرُّ
الْقَوْلِ الْکَذِبُ - إِنَّهُ لَیقُولُ فَیکْذِبُ، وَیعِدُ فَیخْلِفُ،
وَیسْأَلُ فَیبْخَلُ، وَیسْأَلُ فَیلْحِفُ، وَیخُونُ الْعَهْدَ، وَیقْطَعُ
الْإِلَّ؛ فَإِذَا کَانَ عِنْدَ الْحَرْبِ فَأَی زَاجِرٍ وَآمِرٍ هُوَ! مَا
لَمْ تَأْخُذِ السُّیوفُ مَآخِذَهَا، فَإِذَا کَانَ ذلِکَ کَانَ أَکْبَرُ
مَکِیدَتِهِ أَنْ یمْنَحَ الْقِرْمَ سُبَّتَهُ.
أَمَا وَاللَّهِ
لََیمْنَعُنِی مِنَ اللَّعِبِ ذِکْرُ الْمَوْتِ، وَإِنَّهُ لََیمْنَعُهُ
مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ نِسْیانُ الْآخِرَةِ، إِنَّهُ لَمْ یبَایعْ
مُعَاوِیةَ حَتَّی شَرَطَ أَنْ یؤْتِیهُ أَتِیةً، وَیرْضَخَ لَهُ عَلی
تَرْکِ الدِّینِ رَضِیخَةً. [٢] .
(شگفتا! پسر آن زن بدنام در میان مردم شام نشر میدهد که من اهلمزاح هستم مردی شوخ طبع، که مردم را سرگرم شوخی میکند.
حرفی به باطل گفته! و سخنی به گناه انتشار داده است.
آگاه
باشید بدترین گفتار؛ دروغ است او سخن میگوید و دروغمیگوید، وعده میدهد
و تخلف مینماید، درخواست میکند و اصرارمیورزد، اگر از او چیزی درخواست
شود بخل میکند، به پیمانخیانت مینماید، و پیوند خویشاوندی را قطع
میکند، به هنگام نبردسر و صدا راه میاندازد و تهیج و تحریص مینماید.
(امّا این سر و صدا)
تا
هنگامی است که دست به شمشیرها نرفته، در این هنگام برای رهائیجانش بهترین
و بزرگترین نقشهاش آن است که جامهاش را بالا زند وعورت خود را آشکار
سازد «تا از کشتن او چشم پوشی شود»!
آگاه باشید به خدا سوگند، یاد مرگ
مرا از شوخی و سرگرمی بازمیدارد، ولی او را فراموشی آخرت از گفتن سخن حق
بازداشته است اوحاضر نشد با معاویه بیعت کند جز اینکه از او مزدی به دست
آورد، ودر برابر از دست دادن دینش بهائی گرفت).
پی نوشت ها:
(١) خطبه ٢٦ نهجالبلاغه معجم المفهرس.
(٢) خطبه ٨٤ نهجالبلاغه معجم المفهرس.