دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣٣ - عزل فرماندار نالایق
مشکل امام علیعلیه السلام در کارهای اجرائی کشور این بود که به میزان نیاز از نیروهای انسانی متعهّد و کارآمدی برخوردار نبود.
افرادی
باتقوی، مؤمن، خوب و سالم در جمع یاران امام وجود داشتند، امّا مدیران
لایقی نبودند، آیندهنگر و زرنگ و سیاستمدار نبوده، در برابر دشمنان اسلام
کوتاهی می کردند.
و در مقابل، افراد زرنگ و سیاستمداری وجود داشتند که ایمان و پرهیزکاری آنان ضعیف بود،
حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام به ناچار (زیاد بن أبیه) را بر اهواز و بصره با نظارت ابن عبّاس، مأموریت داد،
و در دستورالعمل حکومتی نیز به او هشدار داد و نوشت:
وَإِنِّی
أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً، لَئِنْ بَلَغَنِی أَنَّکَ خُنْتَ
مِنْ فَیءِ الْمُسْلِمِینَ شَیئاً صَغِیراً أَوْ کَبِیراً، لَأَشُدَّنَّ
عَلَیکَ شَدَّةً تَدَعُکَ قَلِیلَ الْوَفْرِ، ثَقِیلَ الظَّهْرِ، ضَئِیلَ
الْأَمْرِ، وَالسَّلَامُ.
همانا من، براستی بخدا سوگند میخورم، اگر به
من گزارش کنند که در بیت المال خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت
گیرم که کم بهره شده، و در هزینه عیال، درمانی، و خوار و سرگردان شوی. با
درود. [١] .
امّا باز هم نگرانِ کار او بود که نامه ٢١ را پس از شروع ار به او نوشت:
فَدَعِ
الْإِسْرَافَ مُقْتَصِداً، وَاذْکُرْ فِی الْیوْمِ غَداً، وَأَمْسِکْ مِنَ
الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ، وَقَدِّمِ الْفَضْلَ لِیوْمِ حَاجَتِکَ.
أَتَرْجُو أَنْ یعْطِیکَ اللَّهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَأَنْتَ
عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ! وَتَطْمَعُ - وَأَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی
النَّعِیمِ، تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَالْأَرْمَلَةَ - أَنْ یوجِبَ لَکَ
ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ؟ وَإِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِی بِمَا أَسْلَفَ
وَقَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ، وَالسَّلَامُ.
«ای زیاد، از اسراف بپرهیز،
و میانهروی را برگزین، از امروز به فکر فردا باش، و از اموال دنیا به
اندازه کفاف خویش نگهدار، و زیادی را برای روز نیازمندیت در آخرت پیش فرست.
آیا امیدداری خداوند پاداش فروتنان را به تو بدهد در حالی که از متکبّران
باشی؟ و آیا طمع داری ثواب انفاق کنندگان را دریابی در حالی که در ناز و
نعمت قرار داری؟ و تهیدستان و بیوهزنان را از آن نعمتها محروم میکنی؟
همانا انسان به آن چه پیش فرستاده، و نزد خدا ذخیره ساخته، پاداش داده
خواهد شد. با درود.» [٢] .
سرانجام زیاد پس از خیانت های مالی به سوی معاویه گریخت.
امام
گرچه کمیل بن زیاد علاقه داشت که دعای کمیل به نام او معروف شد، او فردی
با ایمان و مُخلص، امّا در امور مدیریت نظامی و سیاسی ضعیف بود، و به جای
ایستادگی در برابر دشمن، سُستی بخرج میداد.
کمیل فرماندار امام علیعلیه السلام در شهر مرزی «هیت» بود و نتوانست جلوی یورشها و تجاوزات سربازان معاویه را بگیرد،
و بدون نقشهای حساب شده برای جبران یورشهای معاویه به یکی از شهرهای مرزی شام «قرقیسا» حمله کرد که بهانه دیگری به دست معاویه داد.
و مورد نکوهش حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام قرار گرفت و عزل گردید.
امام علیعلیه السلام در نامهای با نگرانی تمام به او نوشت که:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ تَضْییعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّی، وَتَکَلُّفَهُ مَا کُفِی، لَعَجْزٌ حَاضِرٌ، وَرَأْی مُتَبَّرٌ.
وَإِنَّ
تَعَاطِیکَ الْغَارَةَ عَلَی أَهْلِ قِرْقِیسِیا، وَتَعْطِیلَکَ
مَسَالِحَکَ الَّتِی وَلَّینَاکَ - لَیسَ بِهَا مَنْ یمْنَعُهَا، وَلَا
یرُدُّ الْجَیشَ عَنْهَا - لَرَأْی شَعَاعٌ.
فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً
لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِکَ عَلَی أَوْلِیائِکَ، غَیرَ
شَدِیدِ الْمَنْکِبِ، وَلَا مَهِیبِ الْجَانِبِ، وَلَا سَادٍّ ثُغْرَةً،
وَلَا کَاسِرٍ لِعَدُوٍّ شَوْکَةً، وَلَا مُغْنٍ عَنْ أَهْلِ مِصْرِهِ،
وَلَا مُجْزٍ عَنْ أَمِیرِهِ.
«پس از یاد خدا و درود! سُستی انسان در
انجام کارهایی که بر عهده اوست، و پافشاری در کاری که از مسؤولیت او خارج
است، نشانه ناتوانی آشکار، و اندیشه ویرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم
«قرقیسا»، در مقابل رها کردن پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده
بودیم و کسی در آنجا نیست تا آنجا را حفظ کند، و سپاه دشمن را از آن مرزها
دور سازد، اندیشهای باطل است.
تو در آنجا پُلی شدهای که دشمنان تو از
آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند، و
نه هیبتی داری از تو بترسند و بگریزند، نه مرزی را میتوانی حفظ کنی، و نه
شوکت دشمن را میتوانی درهم بشکنی، نه نیازهای مردم دیارت را کفایت میکنی،
و نه امام خود را راضی نگه میداری.» [٣] .
پی نوشت ها:
(١) نامه ٢٠ که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
١- أنساب الاشراف ج٢ ص١٦٢ و١٦٣ ح١٨٢: بلاذری (متوفای ٢٧٩ ه)
٢- تاریخ ابن واضح ج٢ ص٢٠٤: ابن واضح (متوفای ٢٩٢ ه)
٣- کتاب محاسن و مساوی ج٢ ص٢٠١: بیهقی شافعی (متوفای ٥٦٩ ه)
٤- تاریخ طبری ج ٤ ص ١٦٣: طبری شافعی (متوفای ٣١٠ ه)
٥- کتاب فهرست ص ١٣١: ابن ندیم (متوفای ٤٣٨ ه)
٦- کتاب الجمل ص ٢١٠: شیخ مفید (متوفای ٤١٣ ه).
(٢) نامه ٢١ که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
١- أنساب الاشراف ج ٢ ص ١٦٩ و ١٦٥: بلاذری (متوفای ٢٧٩ ه)
٢- شرحنهجالبلاغه ج١٥ ص١٣٩:ابنابیالحدید معتزلی(متوفای٦٥٦ه)
٣- منهاج البراعة ج ٣ ص ٣٨: ابن راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٤- غرر الحکم ج ٤ ص ٥٣٦ و ٣٣ و ٤٣٦: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٥- غرر الحکم ج٣ ص٨٥ و ج ٢ ص٢١٠: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٦- بحار الانوار ج٣٣ ص٤٩٠ ح٦٩٦: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه).
(٣) نامه ٦١ نهج البلاغه (کمیل بن زیاد تا سن ٩٠ سالگی زنده بود که به دست حجاج بن یوسف ثقفی به شهادت رسید).