دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١٤ - زهرای اطهر تصمیم گرفت نفرین کند
از امام صادق علیهالسلام روایت است که فرمود: وقتی امیرالمؤمنین
علیهالسلام را از منزل بیرون بردند، حضرت فاطمه علیهماالسلام در پشت سر او
خارج شد و هیچکدام از بانوان هاشمی نیز نبود مگر اینکه با حضرت حرکت کرد
تا نزدیک قبر (پیامبر صلی الله علیه وآله) رسید.
سپس صدا زد: پسر عمویم
را رها کنید، سوگند به آنکه محمد پدر مرا به حق برانگیخت اگر او را رها
نکنید، موی خود را پریشان میکنم و پیراهن پیامبر را بر روی سر میگذارم و
از خداوند متعال فریادرسی میکنم، حضرت صالح نزد خداوند از پدرم گرامیتر
نیست و نه ناقه او از من و نه بچه او از دو فرزندانم.
سلمان گوید: من
نزدیک فاطمه بودم، بخدا سوگند دیدم که پایههای دیوارهای مسجد پیامبر صلی
الله علیه وآله از بن کنده شد به گونهای که اگر مردی میخواست عبور کند
میتوانست.
من گفتم: ای سرور من خداوند تبارک و تعالی پدرت را پیامبر
رحمت قرار داد، شما خشم و نقمت مباش، حضرت برگشت و دیوارها به جای خود
بازگشت به گونهای که گرد و خاک بر پا شد. [١] .
پی نوشت ها:
(١) الاحتجاج، ج ١، ص ١٠٨ تا ١١٤.