دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨٥ - ندامت
اما گمانم این است که اصحاب شورا (که عثمان را به خلافت برگزیدند) آن
روز را به شب نرساندند مگر اینکه از انتخاب خود پشیمان شدد و از راءی خود
بازگشتند و هر یک گناه را به گردن دیگری میانداخت و با این همه، خود و
دیگران را سرزنش میکرد.
طولی نکشید که همان سرسختها (که در برگزیدن وی
پافشاری میکردند) به تکفیر و تبری از او پرداختند و علیه او نغمهها ساز
کردند... تا جایی که عرصه را بر عثمان تنگ نمودند و وی را مجبود ساختند تا
به دوستان خود پناه برد و از آنان و دیگر اصحاب رسول خدا(ص) درخواست استعفا
کند و از آشوبی که علیه او بر پا گشته بود، بهراسد و از کردار خود اظهار
پشیمانی کند.
این پیشامد از پیشامد قبلی برای من دردناکتر و بر بی صبری و
بی تابی، سزاوارتر بود. رنجی که از این رهگذر بهره من شد و بار اندوهی که
از آن بر دلم نشیت، قابل توصیف و اندازه گیری نیست. اما تصمینم من این بود
که صبر و شکیبایی پیشه سازم و بر تحمل آنچه سخت تر و دردناکبر است مهیا
باشم.
قال علی (ع):... ثم لم اعلم القوم امسول من یومهم ذلک حتی ظهرت
ندامتهم و نکصوا علی اعقابهم و احال بعضهم علی بعض کل یلوم نفسه و یلوم
اصحابه ثم لم تطل الایام بالمستبد بالامر ابن عفان حتی اکفروه و تبرووا منه
و مشی الی اصحابه خاصه و سائر اصحاب رسول الله (ص) عامه یستقیلهم من بیعته
الی الله من فلتته فکانت هذه یا اخا الیهود اکبر من اختها و افظع و احری
ان لا یصبر علیها فنالنی منها الذی لا یبلغ و صفه و لایحد وقته و لم یکن
عندی فیها الا الصبر علی ما امض و ابلغ منها. [١] .
پی نوشت ها:
(١) خصال، ص ٤٢٨؛ اختصاص، ص ١٧٤؛ بحار، ج ٣٨، ص ١٧٧.