دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩٤ - دوستی خدا و رسول
١- (فتح یکی از قلعههای خیبر دشوار شد. رسول خدا (ص) به ترتیب ابوبکر و
عمر را برای فتح آن فرستاد. اما فتح قلعه صورت نگرفت و هر بار پرچم اسلام
شکست خورده بازگشت) [١] .... عمر شکست خود را به یارانش نسبت میداد و آنها
را ترسو میخواند و یاران وی نیز او را ترسو میخواندند.رسول خدا (ص)
فرمود: فردا همین پرچم را به مردی خواهم سپرد که خدا به دست وی فتح را به
انجام رساند، او هرگز فرار نمیکند، مردی است که خدا و رسولش را دوست دارد و
خدا و رسولش هم او را دوست میدارند.
بامداد روز بعد فرمود: علی را نزد من بخوانید.
گفتند:
او چندان به درد چشم مبتلا گشته است که قادر نیست دیده بگشاید!فرمود:علی
را نزد من آورید. (به هر سختی بود مرا نزد وی بردند و من) در برابر او
ایستادم. سپس حضرت با آب دهان خود درد چشمم را معالجه کرد و اینچنین برایم
دعا کرد: پروردگارا! (سوزش و سختی) گرما و سرما را از او برطرف کن.
به برکت دعای آن حضرت، تا این ساعت رنج گرما و سرما از من برطرف شده است.
پرچم
را به دست گرفتم و بر قلعه مستحکم یهود یورش بردم و خدای متعال آنان را
شکست داد و فتح و پیروزی را با دست من نصیب مسلمین فرمود....
٢- در جنگ
خیبر ٢٥ جراحت برداشتم. با همان وضع نزد پیامبر خدا(ص) آمدم. آن حضرت همین
که مرا به آن حال دید، گریست. سپس مقداری از اشک دیدگانش برگرفت و بر
زخمهایم مالید که در جا آرام گرفت و از سوزش و درد راحت شدم.١- قال علی (ع)
یوم الشوری: نشدتکم بالله هل فیکم احد قال له رسول الله حین رجع عمر یجبن
اصحابه و یجبنونه قد رد رایه رسول الله (ص) منهزما فقال رسول الله.لا عطین
الرایه غدا رجلا لیس بفرار، یحبه الله و رسوله و یحب الله و رسوله لایرجع
حتی یفتح الله علیه.
فلما اصبح قال: ادعوا لی علیا فقالوا یا رسول الله
(ص) هو رمد ما یطرف فقال:جیونی به فلما قمت بین یدیه تفل فی عینی و قال:
اللهم اذهب عنه احر و البرد فاذهب الله عنی الحر و البرد الی ساعتی هذه،
فاخذت الرایه و هزم الله المشرکین و اظفرنی بهم.... [٢] .
٢- جرحت فی
خیبر خمسا و عشرین جراحه فجئت الی النبی فلما رای مابی بکی و اخذ من دموع
عینیه، فجهلها علی الجراحات، فاسترحت من ساعتی. [٣] .
پی نوشت ها:
(١) تاریخ پیامبر اسلام، ص ٥٠٤ به نقل از ابن اسحاق و ابن اثیر و ابن حزم.
(٢) بحار، ج ٢١، ص ٢٠؛ خصال، ص ٦٥٩.
(٣) اثبات الهداه، ج ١، ص ٢٧٦، ح ١٣٣؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ٣٣.