دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧٣ - خوراک مسموم
بسیار میشد که حضرت درختی را صدا میزد و درخت به ندای او پاسخ میداد و از وی اطاعت میکرد.
بسیاری
از حیوانات با او سخن میگفتند، حتی حیوانات درنده به نبوت او گواهی
میدادند و بعضی از آنها حاضران را از سرپیچی دستورهای او برحذر میداشتند:
هنگامی
که شهر طائف در محاصره رسول خدا(ص) و نیروهای اسلام قرار گرفت، یهودیان به
بهانه پذیرایی از پیامبر خدا(ص) گوسفندی ذبح کردند و آن را پوست کندند و
بخوبی برشته ساختند، و آنگاه به زهرش بیالودند و نزد حضرت فرستادند.
به قدرت خدا، گوسفند پخته شده به سخن در آمد و گفت: ای فرستاده خدا! از گوشت من نخور که مرا آلوده و زهرآگین کردهاند.
اگر
آن حیوان در حال حیات خود با حضرت سخن میگفت، خود بزرگترین حجت و
آشکارترین دلیل علیه منکران نبوت او به شمار میرفت، چه رسد که حیوانی پس
از ذبح و طبخ به سخن در آید و با حضرتش تکلم نماید؟!
قال علی (ع): ان
النبی نزل بالطائف و حاصر اهلها بعثوا الیه بشاه مسلوخه مطلیه بسم فنطق
الذراع منها فقالت: یا رسول الله (ص): لا تاکلنی فانی مسمومه، فل کلمه
البهیمه و هی حیه لکانت من اعظم حجج الله عزوجل علی المنکرین لنبوته، فکیف و
قد کلمته من بعد ذبح و سلخ و شی؟! او لقد کان یدعو بالشجره فتجیبه و تکلمه
البهیمه و تکلمه السباع و تشهد له بالنبوه و تحذرهم عصیانه.... [١] .
پی نوشت ها:
(١) احتجاج، ص ٢٢٤؛ بحار، ج ١٧، ص ٢٩٥ و ج ١٠، ص ٤٧.