دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨٦ - جابجایی مدیران
حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام همواره برکار مدیران و کارگزاران نظارت مستقیم داشت.
بر هرمدیری نیروهای اطّلاعاتی میگماشت، تا کارهای آنان را زیر نظر داشته، مسائل را به حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام گزارش دهند.
و کار و تلاش مدیران را مرتب برّرسی می کرد، و با واقع نگری، عزل و نصبهای حساب شدهای داشت.
تا دید محمدبن ابی بکر در فرمانداری مصر ناتوان است، مالک اشتر را به جای او مأموریت داد.
و
نامهای برای دلجوئی محمد بن ابی بکر نوشت، و پُست دیگری برای او آماده
کرد، تا هم مدیران لایق بکار گماشته شوند، و هم مدیران معزول از حکومت،
ناخشنود نباشند، و کاری متناسب با ظرفیتها و لیاقت های خود داشته باشند.
[١] .
امام به محمد بن حنفیه در نامه ٣٤ نوشت:
أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ
بَلَغَنِی مَوْجِدَتُکَ مِنْ تَسْرِیحِ الْأَشْتَرِ إِلَی عَمَلِکَ،
وَإِنِّی لَمْ أَفْعَلْ ذلِکَ اسْتِبْطاءً لَکَ فِی الْجَهْدِ، وَلَا
ازْدِیاداً لَکَ فِی الْجِدِّ؛ وَلَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ یدِکَ مِنْ
سُلْطَانِکَ، لَوَلَّیتُکَ مَا هُوَ أَیسَرُ عَلَیکَ مَؤُونَةً، وَأَعْجَبُ
إِلَیکَ وِلَایةً. إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِی کُنْتُ وَلَّیتُهُ أَمْرَ
مِصْرَ کَانَ رَجُلاً لَنَا نَاصِحاً، وَعَلَی عَدُوِّنَا شَدِیداً
نَاقِماً، فَرَحِمَهُ اللَّهُ! فَلَقَدِ اسْتَکْمَلَ أَیامَهُ، وَلَاقَی
حِمَامَهُ، وَنَحْنُ عَنْهُ رَاضُونَ؛ أَوْلَاهُ اللَّهُ رِضْوَانَهُ،
وَضَاعَفَ الثَّوَابَ لَهُ. فَأَصْحِرْ لِعَدُوِّکَ، وَامْضِ عَلَی
بَصِیرَتِکَ، وَشَمِّرْ لِحَرْبِ مَنْ حَارَبَکَ، وَادْعُ إِلَی سَبِیلِ
رَبِّکَ، وَأَکْثِرِ الْإِسْتِعَانَةَ بِاللَّهِ یکْفِکَ مَا أَهَمَّکَ،
وَیعِنْکَ عَلَی مَا ینْزِلُ بِکَ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
«پس از یاد خدا و
درود، به من خبر دادهاند که از فرستادن اشتر به سوی محلّ فرمانداریت،
ناراحت شدهای، این کار را انجام ندادم که تو در تلاش خود کُند شدی، یا
انتظار کوشش بیشتری از تو دارم، اگر تو را از فرمانداری مصر عزل کردم،
فرماندار جایی قرار دادم که اداره آنجا بر تو آسانتر، و حکومت تو در آن
سامان خوشتر است همانا مردی را فرماندار مصر قرار دادم، که نسبت به ما
خیرخواه، و به دشمنان ما سخت گیر و درهم کوبنده بود، خدا او را رحمت کند،
که ایام زندگی خود را کامل، و مرگ خود را ملاقات کرد، در حالی که ما از او
خشنود بودیم و خداوند خشنودی خود را نصیب او گرداند، و پاداش او را چند
برابر عطا کند. پس برای مقابله با دشمن سپاه را بیرون بیاور، و با آگاهی
لازم به سوی دشمن حرکت کن، و با کسی که با تو در جنگ است آماده پیکار باش.
مردم را به راه پروردگارت بخوان، و از خدا فراوان یاری خواه که تو را در
مشکلات کفایت میکند، و در سختیهایی که بر تو فرود میآید یاریت میدهد.
انشاءاللّه» [٢] .
پی نوشت ها:
(١) نامه ٤٢ نهجالبلاغه معجمالمفهرس محمد دشتی.
(٢) نامه ٣٤ که اسناد و مدارک آن به شرح زیر میباشد:
١- کتاب الفتوح (در حوادث سال ٣٧ه): مدائنی (متوفای ٢٢٥ ه)
٢- کتاب الغارات ج١ ص٢٩٩ و ٢٦٩:ابن هلال ثقفی (متوفای ٢٨٣ ه)
٣- تاریخ طبری ج٤ ص٧٢ (حوادث سنه٣٨(:طبری شافعی (متوفای ٣١٠ ه)
٤- أنساب الاشراف ج٢ ص٤٠٠: بلاذری (متوفای ٢٧٩ ه)
٥- بحار الانوارج٣٣ ص٥٥٦ و٥٩٣ ح٧٣٩: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه)
٦- شرح نهجالبلاغه ج ٦ ص ٧٨: ابن ابی الحدید معتزلی(متوفای ٦٥٦ ه).