دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٦ - ترحم به گناهکاران
ارزشهای والای اخلاقی، انسانی حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام تا آنجا
جلوهگر است که نه تنها به دشمنان خود لطف و مدارا دارد، بلکه نسبت به
گناهکاران امّت اسلامی نیز با واقعنگری برخورد میکند و با دلسوزی و محبّت
پدرانه به فکر مدارا و بازپروری فکری و روانی آنهاست
که به پاکان و خوبان جامعه سفارش میکند تا آنها را تربیت کنند،
به راه پاکیها دعوت کنند،
از اینکه مشکلات و گناه، دامنگیرشان شد، آنها را از خود و جامعه خود نرانند
که در خطبه ١٤٠ فرمود:
وَإِنَّمَا
ینْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَالْمَصْنُوعِ إِلَیهِمْ فِی السَّلَامَةِ
أَنْ یرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَالْمَعْصِیةِ، وَیکُونَ الشُّکْرُ
هُوَ الْغَالِبَ عَلَیهِمْ، وَالْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ، فَکَیفَ
بِالْعَائِبِ الَّذِی عَابَ أَخَاهُ وَعَیرَهُ بِبَلْوَاهُ! أَمَا ذَکَرَ
مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَیهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ
الذَّنْبِ الَّذِی عَابَهُ بِهِ! وَکَیفَ یذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَکِبَ
مِثْلَهُ! فَإِنْ لَمْ یکُنْ رَکِبَ ذلِکَ الذَّنْبَ بِعَینِهِ فَقَدْ
عَصَی اللَّهَ فِیما سِوَاهُ، مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ.
وَایمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ یکُنْ عَصَاهُ فِی الْکَبِیرِ، وَعَصَاهُ فِی الصَّغِیرِ، لَجَرَاءَتُهُ عَلَی عَیبِ النَّاسِ أَکْبَرُ!
یا
عَبْدَ اللَّهِ، لَا تَعْجَلْ فِی عَیبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ، فَلَعَلَّهُ
مَغْفُورٌ لَهُ، وَلَا تَأْمَنْ عَلَی نَفْسِکَ صَغِیرَ مَعْصِیةٍ،
فَلَعَلَّکَ مُعَذَّبٌ عَلَیهِ. فَلْیکْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْکُمْ عَیبَ
غَیرِهِ لِمَا یعْلَمُ مِنْ عَیبِ نَفْسِهِ، وَلْیکُنِ الشُّکْرُ شَاغِلاً
لَهُ عَلَی مُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِی بِهِ غَیرُهُ.
پرهیز دادن از غیبت و بدگویی
«به
کسانی که گناه ندارند، و از سلامت دین برخوردارند، رواست که به گناهکاران
ترحّم کنند، و شکر این نعمت گذارند، که شکر گذاری آنان را از عیبجویی
دیگران بازدارد، چرا و چگونه آن عیب جو، عیب برادر خویش گوید؟ و او را به
بلایی که گرفتار است سرزنش میکند؟ آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه او را
بخشید و گناهان او را پردهپوشی فرمود؟ چگونه دیگری را بر گناهی سرزنش
میکند که همانند آن را مرتکب شده! یا گناه دیگری انجام داده که از آن
بزرگتر است؟
به خدا سوگند! اگر خدا را در گناهان بزرگ عصیان نکرده و
تنها گناه کوچک انجام داد، اما جرأت او بر عیبجویی از مردم، خود گناه
بزرگتری است.
ای بنده خدا، در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده
باشد، و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش، شاید برای آنها کیفر داده شوی، پس
هر کدام از شما که به عیب کسی آگاه است، به خاطر آن چه که از عیب خود
میداند باید از عیبجویی دیگران خودداری کند، و شکر گذاری از عیوبی که پاک
است او را مشغول دارد از اینکه دیگران را بیازارد.» [١] .
پی نوشت ها:
(١) خطبه ١٤٠ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- غررالحکم ص ١٣٥ و ٣٥٩ : ج ٣ ص ٨٩: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٢- منهاج البراعة ج ٢ ص ٥٨: ابن راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٣- شرح ابن میثم ج ٣ ص ١٧٥: بحرانی (متوفای ٦٧٩ ه)
٤- غررالحکم ج٦ ص٤٥٩وج٥ص٤٢و٤٨: مرحومآمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٥- بحارالانوار ج٧٢ ص٢٦٠ ح٦٣: مجلسی (متوفای ١١١٠ه)
٦- غررالحکم ج ٤ ص ٤٧٥ و ٤٨٦: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه).