دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٧ - پیاده به سفر حج رفتن
سفر حج یکی از بزرگترین سفرهای معنوی است،
و حضرت امیرالمؤمنین علیه
السلام بارها به سفر حج تشریف بردند، امّا در بین راه، نعلین یا کفش خود را
در میآورد و با پای برهنه سفر میکرد که بیشتر خدا را خشنود سازد و اجر
فراوان به دست آورد. [١] .
امام علی علیه السلام در وصف حجّاج بیت اللَّه فرمود:
وَفَرَضَ
عَلَیْکُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرَامِ، الَّذِی جَعَلَهُ قِبْلَةً
لِلْأَنَامِ، یَرِدُونَهُ وُرُودَ الْأَنْعَامِ، وَیَأْلَهُونَ إلَیْهِ
وُلُوهَ الْحَمَامِ، وَجَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلَامَةً لِتَوَاضُعِهِمْ
لِعَظَمَتِهِ، وَإذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ، وَاخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ
سُمَّاعاً أَجَابُوا إلَیْهِ دَعْوَتَهُ، وَصَدَّقُوا کَلِمَتَهُ،
وَوَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِیَائِهِ، وَتَشَبَّهُوا بِمَلَائِکَتِهِ
الْمُطِیفِینَ بِعَرْشِهِ.
یُحْرِزُونَ الْأَرْبَاحَ فی مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ، وَیَتَبادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ.
جَعَلَهُ
سُبْحَانَهُوَتَعَالَی لِلإِسْلَامِ عَلَماً، وَلِلْعَائِذِینَ حَرَماً،
فَرَضَ حَقَّهُ، وَأَوْجَبَ حَجَّهُ، وَکَتَبَ عَلَیْکُمْ وِفَادَتَهُ،
فَقَالَ سُبْحَانَهُ:
«وَلِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ
اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً، وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ
الْعَالَمین».
فلسفه و رهآورد حج
«خدا حجِّ خانه محترم خود را بر
شما واجب کرد، همان خانهای که آن را قبلهگاه انسانها قرار داده که چونان
تشنگان به سوی آن روی میآورند، و همانند کبوتران به آن پناه میبرند.
خدای
سبحان، کعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خویش، و نشانه اعتراف آنان
به بزرگی و قدرت خود قرار داد، و در میان انسانها، شنوندگانی را برگزید،
که دعوت او را برای حج، اجابت کنند، و سخن او را تصدیق نمایند، و پای بر
جایگاه پیامبران الهی نهند، همانند فرشتگانی که بر گِرد عرش الهی طواف
میکنند، و سودهای فراوان، در این عبادتگاه و محل تجارت زائران، به دست
آورند، و به سوی وعدهگاه آمرزش الهی بشتابند.
خدای سبحان، کعبه را برای
اسلام، نشانه گویا، و برای پناهندگان خانه امن و اَمان قرار داد، اَدای حق
آن را واجب کرد، و حج بیت اللّه را واجب شمرد، و بر همه شما انسانها
مقررّ داشت، که به زیارت آن بروید، و فرمود:
(آن کس که توان رفتن به خانه خدا را دارد، حج بر او واجب است و آن کس که انکار کند، خداوند از همه جهانیان بینیاز است). [٢] [٣] .
پی نوشت ها:
(١) حلیة الابرار ج ١ ص ٣٤٦.
(٢) آل عمران آیه ٩٧.
(٣) خطبه ٥ : ١ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- عیون المواعظ والحکم ص٣٥٠ ح٥٩٥١: واسطی (متوفای ٦٠٠ه)
٢- بحارالانوار ج ٧٤ ص ٣٠٠ و ٤٢٣: مجلسی (متوفای ١١١٠ه)
٣- ربیعالابرار ج١ ص٩٧ وص٣١٢ وج٢ ص٢٩٧: زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ ه)
٤- منهاجالبراعة ج ١ ص ٢٢: قطب راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٥- تحف العقول ص٦٧: ابن شعبه حرانی (متوفای ٣٨٠ ه)
٦- اصول کافی ج ١ ص ١٣٨ : ١٤٠: کلینی رازی (متوفای ٣٢٨ ه)
٧- احتجاج ج ١ ص ٤٧٣ و ٤٧٥ و ٢٠٩: طبرسی (متوفای ٥٨٨ ه).