دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١ - آزادی مخالفان
١- خوارج در نماز جماعت به امام علی علیه السلام اقتدا نمیکردند، پس از
نماز جماعت در گوشهای از مسجد گِرد آمده، به یکی از رهبران گمراه خود
اقتدا میکردند.
روزی نماز جماعت به امامت امام علی علیه السلام برپا
شده، ناگاه یکی از خوارج به نام ابن الکوّاء فریادش بلند شد و آیهای را به
عنوان کنایه زدن به علی علیه السلام بلند خواند:
وَ لَقَد اوُحِی
اِلَیکَ وَ اِلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِن اَشْرَکْتَ لَیحْبِطَنَّ
عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الخاسِرینَ. [١] .
این آیه خطاب به پیامبر است که:
(به تو و همچنین پیامبران قبل از تو وحی شد که اگر مشرک شوی، اعمالت از بین میرود و از زیانکاران خواهی بود.)
ابن الکوّاء با خواندن این آیه خواست، به علی علیه السلام گوشه بزند که سوابق تو را در اسلام میدانیم،
اوّل مسلمان هستی،
پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد،
در لیلة المبیت فداکاری درخشانی کردی و در بستر پیغمبر خفتی،
خودت را طعمه شمشیرها قرار دادی، بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست.
امّا خدا به پیغمبرش هم فرموده:
اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر میرود و چون تو اکنون کافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی.
علی علیه السلام در مقابل چه کرد؟!
تا صدای او به قرآن بلند شد، سکوت کرد تا آیه را به آخر رساند.
همین که به آخر رساند، علی علیه السلام نماز را ادامه داد.
باز ابن الکوّاء آیه را تکرار کرد و بلافاصله علی علیه السلام سکوت نمود.
علی علیه السلام سکوت میکرد چون دستور قرآن است که:
إذا قُرِیءَ الْقُرآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ اَنْصِتُوا [٢] .
«هنگامی که قرآن خوانده میشود، گوش فرا دهید و خاموش شوید.»
و به همین دلیل است که وقتی حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام جماعت مشغول قرائت است، مأمومین باید ساکت باشند و گوش فرا دهند.
بعد
از چند مرتبه ای که آیه را تکرار کرد و میخواست وضع نماز را به هم زند،
علی علیه السلام به قنوت نماز رسید و در جواب او این آیه را خواند:
فَاصْبِر اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا یسْتَخِفَّنَّکَ الَّذینَ لا یوقِنُونَ [٣] .
(صبر کن وعده خدا حقّ است و فرا خواهد رسید. این مردم بی ایمان و یقین، تو را تکان ندهند و تو را نمیتوانند سبک بشمارند).
امام علی علیه السلام دیگر اعتنائی نکرد و به نماز خود ادامه داد. [٤] .
٢-
روزی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با جمعی از یاران مشغول بحث و گفتگو
بودند، ناگاه زن زیبا روئی از مقابلشان رد شد که چشم برخی آن زن را دنبال
میکرد،
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نصیحت مردم رهنمودهای ارزشمندی ارائه فرمود.
شخصی از خوارج حضور داشت که از جواب آن حضرت شگفت ماند و به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اهانت کرد.
فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِیقْتُلُوهُ
(مردم بر سر او ریختند که او را بکشند).
در حالی که امام علی علیه السلام برخاست و فرمود:
رُوَیداً اِنَّما هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ اَو عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ
(او را رها کنید، فحش در برابر فحش است یا عفو کردن از گناه). [٥] .
پی نوشت ها:
[١] سوره زمر، آیه ٦٥.
[٢] سوره اعراف آیه ٢٠٤.
[٣] سوره روم،آیه ٦٠.
[٤] شرح ابن ابی الحدید ج ٢، ص ٣١١.
[٥] حکمت ٤٢٠ نهجالبلاغه معجمالمفهرس محمد دشتی، اسناد و مدارک این حکمت به شرح زیر است:
١- کتاب خصال ص٦٢٧: شیخ صدوق (متوفای ٣٨١ ه)
٢- تحف العقول ص١٢٥: ابن شعبه حرانی (متوفای ٣٨٠ ه)
٣- منهاج البراعة ج ٣ ص ٤٢٣: ابن راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٤- غرر الحکم ج ٤ ص ٥٨٥ و ج ٢ ص ٦٠٤: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٥- بحار الانوار ج١٠١ ص٣٩ ح٤٢ ب٩١ ب٢٦: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه)
٦- بحارالانوار ج٣٣ ص٤٣٤ ح٦٤٣: مجلسی (متوفای ١١١٠ه)
٧- نثرالدّر ج١ ص٣٢٦: وزیر ابی سعد آبی (متوفای ٤٢١ه).