دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٠٤ - میزبان فرشتگان
... وقتی، پیامبر خدا به من فرمود:
هم اینک شماری از فرشتگان به دیدارم آیند. تو در خانه بایست و از ورود افراد هر که باشد جلوگیری کن.
چیزی
نگذشت که عمر آمد. من (به پاس وظیفه) او را به درون خانه راه ندادم. او
بازگشت و دوباره آمد و تاسه دفعه وی را بازگرداندم. با او گفتم:
رسول خدا(ص) در پرده است و میزبان شماری از فرشتگان که تعداد آنها چنین و چنان است.
سپس
(منع برداشته شد و) عمر اجازه ورود یافت. هنگامی که خدمت آن حضرت رسید عرض
کرد: ای رسول خدا(ص)! من چند نوبت آمده ام و علی هر بار مرا برگردانده و
گفته است: رسول خدا ملاقات ندارد و خود پذیرای دستههایی از فرشتگان است،
که تعداد آنها چنین و چنان است! ای رسول خدا(ص) (پرسش من این است که) علی
از چه راهی به تعداد و شماره آنها آگاهی یافته، آیا ایشان را با چشم دیده
است؟
حضرت (به من) فرمود: علی! او درست میگوید، تو از کجا تعداد و شماره آنها را دانستی؟
گفتم: از سلامها و تحیتهای پی در پی آنه که میشنیدم، شماره آنها را دانستم. [١] .
فرمود: راست گفتی (آنها همین تعداد بوده اند).
سپس به من فرمود: تو یک شباهتی با برادرم عیسی داری... (و عمر میشنید و) وقتی که خواست از منزل خارج شود، (ناباورانه با کنایه) گفت:
او را به فرزند مریم (عیسی) مثل میزند! و (با او برابر میکند)....
قال علی (ع): نشدتکم بالله هل فیکم احد قال له رسول الله (ص): احتفظ الباب فان زوارا من الملائکه یزوروننی فلاتاذن لاحد.
فجا
عمر فرددته ثلاث مرات و اخبرته ان رسول الله (ص) محتجبت و عنده زوار من
الملائکه و عدتهم کذا و کذا، ثم اذنت له فدخل فقال: یا رسول الله (ص)! انی
جئت غیر مره کل ذلک یردنی علی و یقول: ان رسول الله (ص) محتجب و عنده زورا
من الملائکه و عدتهم کذا و کذا فکیف علم بالعده؟ اعاینهم؟! فقال له: یا
علی!قد صدق، کیف علمت بعدتهم؟
فقلت: اختلفت علی التحیات فسمعت الاصوا فاحصیت العدد.
قال: صدق فان فیک شبها من اخی عیسی، فخرج عمر و هو یقول: ضربه لابن مریم مثلا...! [٢] .
پی نوشت ها:
(١) به روایت بحار (ج ٣٩، ص ١١٢)، که از تفسیر فرات نقل شده، شمار این فرشتگان، ٣٦٠ تن بوده است.
(٢) خصال، ص ٦٦٢؛ بحار، ج ٣٥، ص ٣١٧.