دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٧٣ - مسئولیت های رهبری
و برای من سزاوار نیست که لشگر و شهر و بیت المال و جمعآوری خراج و
قضاوت بین مسلمانان، و گرفتن حقوق در خواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با
دستهای بیرون روم، و به دنبال دستهای به راه افتم، و چونان تیر نتراشیده
در جعبهای خالی به این سو و آن سو سرگردان شوم
من چونان سنگ آسیاب،
باید بر محور خود استوار بمانم، و همه امور کشور، پیرامون من و به وسیله من
بگردش در آید، اگر من از محور خود دور شوم مدار آن بلرزد و سنگ زیرین آن
فرو ریزد
به حق خدا سوگند که این پیشنهاد بدی است.
به خدا سوگند! اگر
امیدواری به شهادت در راه خدا را نداشتم، پای در رکاب کرده از میان شما
میرفتم، و شما را نمیطلبیدم چندان که بادِ شمال و جنوب میوزد
زیرا شما بسیار طعنه زن، عیب جو، رویگردان از حق، و پر مکر و حیلهاید
مادام
که افکار شما پراکنده است فراوانی تعداد شما سودی ندارد، من شما را به راه
روشنی بردم که جز هلاک خواهان، هلاک نگردند، آن کس که استقامت کرد به سوی
بهشت شتافت و آن کس که لغزید در آتش سرنگون شد.» [١] .
سرانجام با
روشهای گوناگون هدایت، و تبلیغ و هشدار، مغزهای کوفیان از خواب غفلت بیدار
شد، و دلها هدایت گردید، و مردم گروه گروه به فریاد دعوت حقّ امام پاسخ
گفتند و برای نبرد آماده گشتند.
و همه در اردوگاه کوفه اجتماع کردند.
طبق نقل ناسخ حدود هشتاد هزار نفر و به روایتی صد هزار نفر در اردوگاه (نخیله) برای جنگ با معاویه آماده شدند.
از نوف بکّالی نقل شده که:
امامعلیه السلام، حضرت امام حسین علیه السلام را بر ده هزار نفر از لشگریان
و قیس بن سعد را بر ده هزار
و ابوایوب انصاری را بر ده هزار نفر دیگر، فرمانده تعیین فرمود و بدینگونه سرداران دیگری را به فرماندهی واحدهای نظامی دیگر برگزید.
تا در اسرع وقت به جنگ شامیان بشتابند و ریشه معاویه را از بیخ برکنند و زمین را از لوث وجود او و حامیانش پاک سازند،
امّا هزاران افسوس که حادثه خونین ضربت خوردن امام مطرح و اجتماع لشگریان به جدائی و تفرقه انجامید. [٢] .
پی نوشت ها:
(١) خطبه ١١٩ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، اسناد و مدارک این خطبه به شرح زیر است:
١- بحارالانوار ج٣٤ ص١٢٣: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه)
٢- احتجاج ج ١ ص ١٩٠: طبرسی (متوفای ٥٨٨ ه)
٣- ارشاد القلوب ص ١١٧: دیلمی (متوفای ٧٧١ ه)
٤- تحف العقول ص١٤٠ وصایای علیعلیه السلام: ابن شعبه حرانی (متوفای ٣٣٢ ه)
٥- دستور معالم الحکم ص٥٩ و ص٩٥: قاضی قضاعی (متوفای ٤٥٤ ه)
٦- غررالحکم ج ١ ص ٨٤: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٧- عیون الحکم والمواعظ: ابن شاکر واسطی (متوفای ٦٠٠ه)
٨- حلیة الاولیاء ج١ ص٧٧ و ٧٨: ابونعیم اصفهانی (متوفای ٤٠٢ ه)
٩- کتاب النهایة ج ٢ ص ٢٨٧: ابن اثیر شافعی (متوفای ٦٠٦ ه)
١٠- تذکرة الخواص ص ١٢٤: ابن جوزی حنفی (متوفای ٦٥٤ ه)
١١- الحکمة الخالدة ص ١١٢: ابن مسکویه (متوفای ٤٢١ ه)
١٢- عقد الفرید ج٤ ص١٣٩ وج٢ ص١١١: ابن عبد ربه مالکی (متوفای ٣٢٨ ه)
١٣- مجمع الامثال ج ٢ ص ٢٩: میدانی (متوفای ٥١٨ ه)
١٤- کتاب المستقصی ج١ ص٢٤٠ ح١٠٢٢: زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ ه).
(٢) ١- غررالحکم ج١ ص٣٩٦ وج٤ ص١٣ و٤٨٧: آمدی (متوفای ٥٨٨ ه)
٢- کتاب طراز ج ١ ص ٢١٧: سید یمانی
٣- کتاب الغارات (بنقل ابیالحدید ج ١ ص ٢٠٣(: ابن هلال ثقفی (متوفای ٢٠٢ ه)
٤- اصول کافی ج ١ ص ٢٠٧: کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
٥- تفسیر عیاشی (در تفسیر آیه ١٠٦ نحل): عیاشی (متوفای ٣٠٠ ه)
٦- قرب الاسناد: حمیری (متوفای ٢٩٠ ه)
٧- أنساب الاشراف ج ٢ ص ١١٩: بلاذری (متوفای ٢٧٩ ه)
٨- مستدرک ج ٢ ص ٣٨٥: حاکم نیشابوری شافعی (متوفای ٢٥٨ ه)
٩- کتاب الفتن: نعیم بن حماد (متوفای ٢٢٨ ه)
١٠- کتاب أمالی ص ٢١٤: شیخ طوسی (متوفای ٤٦٠ ه)
١١- کتاب ارشاد ص ١٥١: شیخ مفید (متوفای ٤١٣ ه)
١٢- الملاحم والفتن ص ٧٥: سیدبن طاووس (متوفای ٦٦٤ ه)
١٣- کتاب الرجال ص ١٠٣: علامه کشی (متوفای ٣٤٠ ه)
١٤- تاریخ دمشق ج ٥ ص ٤٧: ابن عساکر شافعی (متوفای ٥٧٣ ه)
١٥- کتاب أمالی ص ١٣١: شیخ طوسی (متوفای ٤٦٠ ه)
١٦- روضه کافی ج٨ ص١٩ و٣١ و ج٥ ص٢١: کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
١٧- ربیعالابرار (باب سکوت): زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ ه)
١٨- سراج الملوک ص ٤٨٤: طرطوشی (متوفای ٥٢٠ ه).