دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٢٧ - محو جمال دلدار
به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در گرفتن وحی بدون واسطه حالتی دست
میداد که از خود، و جهان پیرامون خود، به گونهای بیتوجّه بود که دیگران
فکر میکردند، پیامبر بیهوش است،
در حالی که مدهوش بود.
(مدهوش بودن یعنی توجه کامل و شدید به چیزی داشتن، آنچنان که به چیز دیگری نپردازد.)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در سجده نماز شب، با توجّه به عظمت خدا، مدهوش میشد که دیگران فکر میکردند، حضرت بیهوش شده است.
در
جنگ صفّین که پیکانِ تیری در پای حضرت فرو رفته و مانده بود و جرّاح
نمیتوانست آن را بیرون بیاورد، و شکافتن پوست و گوشت پا، نیز عمیق بود تا
پیکان تیر بیرون آید،
و این گونه جرّاحی بسیار مشکل و دارای درد شدید و غیر قابل تحمّل بود.
امام مجتبی علیه السلام به طبیب جرّاح فرمود:
«صبر
کن تاپدرم به نماز مشغول شود که در عبادت نیمه شب و در راز و نیاز
عارفانه، حالتی به پدرم دست میدهد که به چیزی جز خدا توجّه ندارد و مدهوش
بر زمین میافتد تو سعی کن در آن حالت، پیکان تیر شکسته را از پای پدرم
بیرون بکشی.»
طبیب صبر کرد تا نیمه شب فرا رسید،
و آنگاه که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گرم عبادت شد، و مدهوش بر زمین افتاد،
طبیب با عملیّات جرّاحی لازم، تیر را از پایِ حضرت بیرون کشید،
وقتی امام علی علیه السلام به حال عادّی بازگشت پرسید:
این خونها در اطراف سجّاده برای چیست؟
پاسخ دادند:
در حالِ نماز تیر را از پای شما بیرون کشیدیم. [١] .
پی نوشت ها:
(١) انوارالنعمانیّه ص ٣٤٢.