دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦٧ - کور کردن با آیینه
غلامی از قبیله قیس با مولای خود به نزد عثمان رفتند، غلام اظهار داشت که مولایش با زدن ضربه شدیدی چشم او را کور کرده ولی ساختمان چشم سالم است، مولا به غلام میگفت: دیه چشمت را به تو میدهم از قصاص صرفنظر کن. غلام از گرفتن دیه ابا داشت و تنها خواستهاش قصاص بود.عثمان در حکم قضیه درمانده گردید، از این رو آنان را به نزد حضرت امیر علیهالسلام برد و از آن حضرت تقاضای داوری کرد. مولا یک دیه کامل به غلام تسلیم نمود تا از قصاص درگذرد. غلام نپذیرفت، مولا حاضر شد دو دیه بپردازد ولی باز هم غلام امتناع داشت و جز به قصاص راضی نبود. در این موقع امیرالمومنین علیهالسلام به منظور قصاص گرفتن از مولا، آیینهای طلبیده آن را داغ نمود و آنگاه مقداری پنبه خواست و آن را خیس کرد و بر اطراف چشم او روی پلکها گذاشت و چشم را در مقابل آفتاب نگهداشت و به وی فرمود: در آیینه نگاه کن و چون قدری نگاه کرد کور شد، بدون این که آسیبی به ساختمان چشمش وارد شود. [١] .
پی نوشت ها:
(١) فروع کافی، ج ٧، ص ٣١٩، حدیث ١.