دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥٩ - قرآن گرایی
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اوّل حافظ قرآن بود.
اوّلین کسی بود که قرآن را حفظ کرد،
و آنچه پیامبر علیه السلام از جبرئیل گرفت، او نیز فرا گرفت.
امام علی علیه السلام در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله شاهد نزول وحی بود که فرمود:
وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ صلی الله علیه وآله
فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هذِهِ الرَّنَّةُ؟
فَقَالَ:
«هذَا
الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ. إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا
أَسْمَعُ، وَتَرَی مَا أَرَی، إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ، وَلکِنَّکَ
لَوَزِیرٌ وَإِنَّکَ لَعَلَی خَیْرٍ».
(من هنگامی که وحی بر پیامبر صلی الله علیه وآله فرود میآمد، ناله شیطان را شنیدم، گفتم ای رسول خدا، این ناله کیست؟
گفت: شیطان است که از پرستش خویش مأیوس گردید و فرمود:
«علی!
تو آن چه را من میشنوم میشنوی، و آن چه را که من میبینم، میبینی، جز
اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده و به راه خیر میروی».) [١] .
امامِ اوّل کسی بود که قرآن را جمع آوری کرد و نوشت و آنگاه که به حضرت زهرا علیها السلام برخی از مهاجرین و انصار گفتند:
چرا امام علی علیه السلام در خانه بود و به سقیفه نیامد تا به عنوان کاندید رهبری مطرح شود.
پاسخ داد:
ما صَنَعَ اَبُوالْحَسَنَ اِلاَّ ما کانَ یَنْبَغی لَهُ
(علی
علیه السلام کاری انجام نداد جز آنکه سزاوار بود «مانند: مراسم کفن و دفن
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و جمعآوری قرآن») [٢] .
اباذر غفاری نقل کرد:
پس
از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم امام علی علیه السلام تمام آیات
قرآن را در یک جلد قرآن جمعآوری کرده و آن را به مهاجرین و انصار عرضه
کرد،
و چون تمام رویدادهای مربوط به نزول آیات را در پاورقی همان آیه نوشته بود، خلیفه اوّل آن را نپذیرفت.
و گفت:
با این قرآن و ثبت تمام وقایع آن، چیزی برای دیگران باقی نگذاشتهای. [٣] .
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اوّل مفسّر قرآن پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بود، که ابن عباس میگوید:
شبی تا صبح از علی علیه السلام از سوره حمد میپرسیدیم.
حضرت تفسیر میفرمود.
امام علی علیه السلام همواره قرآن میخواند،
و پاسخ مردم را در مشکلات و سئوالات اجتماعی، با آیات قرآن میداد.
و در قضاوتهای سیاسی، مالی، نظامی، همه جا از آیات قرآن کمک میگرفت. [٤] .
و
در افشاگری چهره منافقان و ناکثین و مارقین نیز از قرآن دلیل و شاهد
میآورد، و همواره با قرآن محشور بود و خود در معرّفی جامعیّت قرآن فرمود:
کِتَابَ
رَبِّکُمْ فِیکُمْ: مُبَیِّناً حَلَالَهُ وَحَرَامَهُ، وَفَرَائِضَهُ
وَفَضَائِلَهُ، وَنَاسِخَهُ وَمَنْسُوخَهُ، وَرُخَصَهُ وَعَزَائِمَهُ،
وَخَاصَّهُ وَعَامَّهُ، وَعِبَرَهُ وَأَمْثَالَهُ، وَمُرْسَلَهُ
وَمَحْدُودَهُ، وَمُحْکَمَهُ وَمُتَشَابِهَهُ، مُفَسِّراً مُجْمَلَهُ،
وَمُبَیِّناً غَوَامِضَهُ، بَیْنَ مَأْخُوذٍ مِیثَاقُ عِلْمِهِ،
وَمُوَسَّعٍ عَلَی الْعِبَادِ فِی جَهْلِهِ.
وَبَیْنَ مُثْبَتٍ فِی
الْکِتَابِ فَرْضُهُ، وَمَعْلُومٍ فِی السُّنَّةِ نَسْخُهُ، وَوَاجِبٍ فِی
السُّنَّةِ أَخْذُهُ، وَمُرَخَّصٍ فِی الْکِتابِ تَرْکُهُ، وَبَیْنَ
وَاجِبٍ بِوَقْتِهِ، وَزَائِلٍ فِی مُسْتَقْبَلِهِ. وَمُبَایَنٌ بَیْنَ
مَحَارِمِهِ، مِنْ کَبِیرٍ أَوْعَدَ عَلَیْهِ نِیرَانَهُ، أَوْ صَغِیرٍ
أَرْصَدَ لَهُ غُفْرَانَهُ، وَبَیْنَ مَقْبُولٍ فی أَدْنَاهُ، مُوَسَّعٍ
فِی أَقْصَاهُ.
ویژگیهای قرآن و احکام اسلام
«کتاب پروردگار میان
شماست، که بیان کننده حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و مَنسوخ، مُباح و
مَمنوع، خاصّ و عام، پندها و مَثَلها، مُطْلَق و مُقَیَّد، مُحکَمُ و
مُتَشابِه میباشد، عبارات مُجْمَل خود را تفسیر، و نکات پیچیده خود را
روشن میکند، از واجباتی که پیمان شناسایی آن را گرفت، و مستحبّاتی که
آگاهی از آنها لازم نیست.
قسمتی از احکام دینی در قرآن واجب شمرده شد که
ناسخ آن در سنّت پیامبر صلی الله علیه وآله آمده، و بعضی از آن، در سنّتِ
پیامبر صلی الله علیه وآله واجب شده که در کتاب خدا ترک آن مجاز بوده است،
بعضی از واجبات، وقتِ محدودی داشته، که در آینده از بین رفته است، محرّمات
الهی از هم جدا میباشند، برخی از آنها، گناهان بزرگ است که وعده آتش دارد،
و بعضی کوچک که وعده بخشش داده است، و برخی از اعمال که اندکش مقبول و در
انجام بیشتر آن آزادند.» [٥] .
پی نوشت ها:
(١) خطبه ١٢١ : ١٩٢ نهجالبلاغه معجمالمفهرس محمد دشتی، برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- کتاب الیقین ص ١٩٦: سید بن طاووس (متوفای ٦٦٤ ه)
٢- فروع کافی ج٤ ص١٩٨ الی٢٠١ ح٢: کلینی (متوفای ٣٢٨ ه)
٣- من لایحضره الفقیه ج ١ ص ١٥٢: شیخ صدوق (متوفای ٣٨١ ه)
٤- ربیع الابرار ص٣٣٣ ج١ وج٥ ص١٧٥: زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ ه)
٥- اعلام النبوة ص ٩٧: ماوردی (متوفای ٤٥٠ ه)
٦- بحارالانوار ج١٣ ص١٤١وج٦٠ص٢١٤و٢٦٤: مجلسی (متوفای ١١١٠ ه).
(٢) بحارالانوار ج٢٨ ص٣٥٢، و غایة المرام ص٥٦٩،. الامامة و السّیاسة ابن قتیبة ص١٢.
(٣) احتجاج طبرسی و شرح نهجالبلاغه خوئی ج٢ ص٢٠٨.
(٤) به کتاب امام علی علیه السلام و امور قضائی، فصل «استفاده از قرآن»، از این مجموعه مراجعه شود.
(٥) خطبه ٤٦ : ١ نهجالبلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، که برخی از اسناد آن به این شرح است:
١- عیون المواعظ والحکم ص٣٥٠ ح٥٩٥١: واسطی (متوفای ٦٠٠ه)
٢- بحارالانوار ج ٧٤ ص ٣٠٠ و ٤٢٣: مجلسی (متوفای ١١١٠ه)
٣- ربیعالابرار ج١ ص٩٧ وص٣١٢ وج٢ ص٢٩٧: زمخشری معتزلی (متوفای ٥٣٨ ه)
٤- منهاجالبراعة ج ١ ص ٢٢: قطب راوندی (متوفای ٥٧٣ ه)
٥- تحف العقول ص٦٧: ابن شعبه حرانی (متوفای ٣٨٠ ه)
٦- اصول کافی ج ١ ص ١٣٨ : ١٤٠: کلینی رازی (متوفای ٣٢٨ ه)
٧- احتجاج ج ١ ص ٤٧٣ و ٤٧٥ و ٢٠٩: طبرسی (متوفای ٥٨٨ ه).