دانشنامه امام علی علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤٨ - فریادرس آمد
در کامل جزری آمده: علی علیهالسلام از قبیله همدان بیرون شد، در بین
راه دو مرد را دید زد و خورد میکردند، آنان را از هم جدا نموده و به راه
خود ادامه داد، ناگهان صدای استغاثهای شنید. امیرالمومنین علیهالسلام به
جانب او شتافت و میفرمود: فریادرس آمد. پس دو مرد را دید که یکی از آنان
از دیگری شکایت داشته و گفت: یا امیرالمومنین! پیراهنی به این مرد
فروختهام به هفت درهم و با او شرط کردهام که درهمهای سالم و بدون عیب به
من تحویل دهد و او این درهمهای معیوب را به من داده است، و من از گرفتن
آنها امتناع ورزیده از او مطالبه دراهم سالم نمودم، پس سیلی به صورتم زد.
امیرالمومنین
به زننده فرمود: چه میگویی؟گفت: راست میگوید.به او فرمود: به شرط خود
وفا کن، و آنگاه به مضروب فرمود: قصاص بگیر! مرد گفت: یا عفو کنم؟
امام علیهالسلام فرمود: اختیار آن با خود توست.
و
سپس به همراهان خود فرمود: بگیرید او را. پس مردی او را بر دوش گرفت و آن
حضرت پانزده تازیانه به او زد و فرمود: این سزای هتک حرمت توست نسبت به آن
مرد. [١] .
پی نوشت ها:
(١) کامل، جزری.