اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٢٤ - فصل نهم در حفظ صحت نفس كه آن بر محافظت فضايل مقصور بود
ايشان بينند گمان برند كه بر اين تجميل و تجبر ايشان را ابتهاج و مسرت و تمتع لذتى بىنهايت باشد لا يعمر اللّه كه ايشان در اثناى اين احوال از افكار نظارگيان غافل باشند و بانديشههاى ضرورى از تدبير و ترتيب كار خويش چنانكه بعضى از آن شرح داده آمد مشغول و اگر كسى خواهد كه از حال مالك و ملك او اگرچه اندك بود دليل تواند ساخت بر حال ملك و ملك او اگرچه بسيار بود و بتجربه و قياس اين معنى اعتبار گيرد تا آنچه گفتيم او را واضح شود و تواند بود كه اگر كسى ناگاه برياستى رسد يا بپادشاهى روزى چند در ابتدا از آن التذاذى يابد و چون چشمش بر مشاهده آن اسباب بنشيند بعد از آن آنرا چون ديگر امور طبيعى شمرد و القاى بصر بر چيزهائى كند كه از دايره تصرف او خارج افتد و بر اقتناى آن حرص نمايد تا اگر فىالمثل دنيا و آنچه در دنيا است بدو دهند تمناى وجود عالمى ديگر كند و يا همتش در طلب بقاى ابدى و ملك حقيقى ترقى جويد تا جملگى امور پادشاهى و اسباب جهاندارى بر او وبال شود فىالجمله حفظ ملك و ضبط مملكت در غايت صعوبت بود و از جهت انخلالى كه دنيا در طبيعت دارد و تلاشى و تفرقى كه استجماع ذخاير و كنوز و اجتماع عساكر و جنود را در عقب است و آفات و حادثاتى كه بديگر اصناف يسار و ثروت متطرق شود اينست حال طالبان نعمتهاى مجازى.
و اما نعمتهاى حقيقى كه در ذرات افاضل و نفوس ارباب فضايل موجود بود مفارقت آن بهيچ آفت صورت نبندد چه موهبت حضرت ربوبيت از وصمت استرداد منزه باشد چنانكه حكيم سنائى گفته است.
داده خويش چرخ بستاند
نقش اللّه جاودان ماند
و واهب اين خيرات باستثمار آن امر كرده است كه اگر امتثال نمائيم هر لحظه نعمتى ديگر ثمره دهد تا آنگاه كه نعيم ابدى حاصل شود و اگر