اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٩ - فصل هفتم در بيان شرف عدالت بر ديگر فضائل و شرح احوال و اقسام آن
بود و او را اقتداء بناموس الهى بايد كرد و ناموس سوم اقتداء كند بناموس دوم و در تنزيل قرآن همين معنى بعينه يافته ميشود آنجا كه فرموده استوَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ الايه.
و بدينار كه مساواتدهنده مختلفاتست احتياج از آن سبب افتاد كه اگر تقويم مختلفات باثمان مختلفه نبودى مشاركت و معامله در وجوه اخذ و اعطاء مقدر و منظوم نگشتى.
اما چون دينار از بعضى بكاهد و در بعضى افزايد اعتدال حاصل آيد و معامله صباغ با نجار متساوى شود و اين از عدل مدنى بود كه گفتهاند عمارت دنيا بعدل مدنى است و خرابى دنيا بجور مدنى و بسيار باشد كه عمل اندك با عملهاى بسيار متساوى باشد مانند نظر مهندس كه در مقابله رنجها و مشقتهاى كاركنان بسيار افتد و مانند تدبير صاحب لشگر كه در مقابله محاربه مبارزان بيشمار افتد و بازاى عادل، جائر بود و آنكسى باشد كه ابطال تساوى كند
و بر منوال سخن ارسطاطاليس و قواعد گذشته، جائر سه نوع بود:
اول جائر اعظم و آن كسى بود كه ناموس الهى را منقاد نباشد.
دوم جائر اوسط و آن كسى بود كه حاكم را مطاوعت نكند.
سوم جائر اصغر و آن كسى بود كه بر حكم دينار نرود و فساديكه از جور اين مرتبه حاصل آيد غصب و نهب اموال و انواع دزدى و خيانت باشد و فساديكه از جور آن دو مرتبه ديگر باشد عظيمتر از اين فسادها بود.
و ارسطاطاليس گفته است كسيكه بناموس الهى متمسك باشد عمل بطبيعت مساوات كند و اكتساب خير و سعادت از وجوه عدالت و ناموس الهى جز بمحمود نفرمايد چه از قبل خدايتعالى جز جميل صادر نشود و