اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠١ - فصل هفتم در بيان شرف عدالت بر ديگر فضائل و شرح احوال و اقسام آن
دوم شرارت و جور تابع آن افتد.
سوم خطا و حزن تابع آن افتد.
چهارم شقاوت و حسرتى مقارن مذلت و اندوه تابع آن افتد.
اما شهوت چون باعث شود بر اضرار غير، مردم را در آن اضرار التذاذى و ايثارى صورت نبندد مگر آنكه چون در طريق توصل بمشتهى واقع شده باشد بالعرض بآن رضا دهد و گاه بود كه كراهت آن اضرار و تألم بدان احساس كند و معذالك قوت شهوت او را بر ارتكاب آن مكروه حمل كند.
و اما شرير كه تعمدا اضرار غير نمايد بر سبيل ايثار و از آن التذاذ يابد مانند كسيكه غمز و سعايت كند نزديك ظلمه تا بتوسط آن نعمتى از غير ازاله كند بىآنكه منفعتى باو رسد ليكن او را از مكروهى كه بآنكس رسد لذتى حاصل آيد بر وجه تشفى از حسد يا از سببى ديگر.
و اما خطا چون سبب اضرار غير شود نه از وجه قصد و ايثار بود و نه مقتضى التذاذ بلكه قصد بفعلى ديگر بود كه آن فعل مؤدى بود بضرر مانند تيرى كه نه بقصد، بر شخصى آيد هر آينه حزنى و اندوهى تابع اينحالت بود.
و اما شقاء مبدء فعلى است كه در او سببى خارج باشد از ذات صاحبش و او را در آن اختيارى و قصدى نه، مانند آنكه آسيب صدمه ستورى رياضت نايافته كه شخصى بر او نشسته بود بكسى رسد كه آنشخص را در او دلبستگى باشد و او را هلاك كند و چنين شخصى شقى مرحوم بود و در آن واقعه غير ملوم.
و اما كسيكه بسبب مستى يا خشم يا غيرت بر قبيحى اقدام كند عقوبت و عتاب را ازو ساقط نشود چه مبدء آن افعال يعنى تناول مسكر و انقياد قوت غضبى و شهوى كه صدور قبح به تبعيت آن لازم آيد باختيار و اراده