اخلاق ناصري - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٢ - فصل هفتم در بيان شرف عدالت بر ديگر فضائل و شرح احوال و اقسام آن
او بوده است اينست شرح عدالت و اسباب آن.
و اما اقسام او در افعال، گوئيم حكيم اول عدالت را بر سه قسم كرده است.
اول آنچه مردم را بدان قيام بايد نمود از حق حقتعالى كه واهب خيرات و مفضى كرامات است بل سبب وجود هر نعمت كه تابع وجود است او است و عدالت چنان اقتضا كند كه بنده بقدر طاقت در امورى كه ميان او و معبود باشد طريق افضل مسلوك دارد و در رعايت شرايط وجوب مجهود بذل كند.
دوم آنچه مردم را بدان قيام بايد نمود از حقوق ابناى جنس و تعظيم رؤساء و اداى امانات و انصاف در معاملات.
سوم آنچه بدان قيام بايد نمود از اداى حقوق اسلاف مانند قضاى ديون و انفاذ وصاياى ايشان و آنچه بدان ماند تا اينجا معنى سخن حكيم است.
و تحقيق اين سخن در بيان وجوب اداى حقوق خدايتعالى جل جلاله آنستكه چون شرايط عدالت ميبايد كه در اخذ و اعطاى اموال و كرامات و غير آن ظاهر باشد.
پس بايد كه بازاى آنچه بما ميرسد از عطيات خالق عز اسمه و نعم نامتناهى او حق ثابت بود كه بنوعى از انواع قدرت در اداى آن حق بذل كنند چه اگر كسى باندك مايه انعامى مخصوص شود از غيرى و آنرا مجازاتى نكند بوجهى بوصمت جور منسوب باشد فكيف اگر بعطاهاى نامتناهى و نعمتهاى بياندازه تخصيص يافته باشد و بعد از آن بر تواتر و توالى بلواحق ايادى لحظه فلحظه آنرا مددى ميرسد و او در مقابل بانديشه شكر نعمتى يا قيام بحقى يا اداى معروفى مشغول نشود لابد سيرت عدالت چنان اقتضاء كند كه جد و اجتهاد در مجازات و مكافات مقصور دارد و در اهمال