پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٥ - در برابر دشمن نبايد غافلگير شد!
دشمن، كار خود را كرد و جنگ با «شاميان» در آستانه پيروزى كامل، متوقّف گشت.
سپس در ادامه اين سخن امام به نكته ديگرى مىپردازد كه گفتار اوّلش را با آن تكميل مىكند، مىفرمايد: «من نه تنها غافلگير نمىشوم بلكه با هوشيارى تمام مراقب مخالفان هستم و ابتكار عمل را از دست نمىدهم و با شمشير برنده هواداران حق، بر كسانى كه به حق پشت كردهاند نبرد مىكنم و با دستيارى فرمانبرداران مطيع با عاصيان ناباور مىجنگم، و اين روش هميشگى من است تا روزى كه زندگىام پايان گيرد!» (و لكنّى اضرب بالمقبل الى الحقّ المدبر عنه، و بالسّامع المطيع العاصي المريب ابدا، حتّى يأتي علىّ يومى).
بديهى است در يك جامعه، همواره همه مردم طالب حق نيستند، گروهى بىايمان يا سست ايمان و هواپرست و جاهطلب وجود دارند كه وجود يك پيشواى عالم و عادل را مزاحم منافع نامشروع خود مىبينند و دست به تحريكات مىزنند و از حربههاى فريب و نيرنگ و دروغ و تهمت و شايعهپراكنى بهره مىگيرند. پيشوايان آگاه و بيدار بايد به اين گونه افراد مهلت ندهند همانند يك عضو فاسد سرطانى، آنها را از پيكر جامعه جدا سازند و نابود كنند، و در صورتى كه خطرشان شديد نباشد آنها را محدود كنند، و هميشه هواداران حق و مطيعان گوش بر فرمان، سلاح برندهاى براى درهم كوبيدن اين گروهند.
امام (ع) در سوّمين و آخرين نكته از سخن خود اضافه مىكند كه اين كارشكنيها براى من تازگى ندارد: «به خدا سوگند از زمان وفات پيامبر (ص) تا امروز همواره از حقّم بازداشته شدهام و ديگران را بر من مقدّم داشتهاند!» (فو اللّه ما زلت مدفوعا عن حقّى، مستاثرا عليّ، منذ قبض اللّه نبيّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حتّى يوم النّاس هذا) اشاره به اين كه كار «طلحه» و «زبير» يك مسئله تازه نيست، حلقهاى است از يك جريان مستمر، كه از روز وفات پيامبر شروع شد و هنوز هم ادامه دارد.