پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - ١- فصاحت و بلاغت نهج البلاغه
«كتابى است كه در درون خود چشمههاى جوشان بلاغت و فنون آن را جاى داده و اسباب فصاحت را براى بينندگان فراهم ساخته و زمان چيدن ميوههاى شيرينش فرا رسيده، زيرا از سخنان فصيحترين خلق خدا بعد از رسول اللّه تراوش كرده، كسى كه قدرتش از همه بيشتر و منطقش قويتر و تسلّطش بر لغات از همه فزونتر است، به طورى كه هر گونه مىخواست آنها را به گردش در مىآورد، حكيمى كه فنون حكمت از بيانش خارج مىشود، خطيبى كه سحر بيانش دلها را پر مىكند، عالم و دانشمندى كه بر اثر همنشينى با پيامبر و كتابت وحى و دفاع از دين با شمشير و زبان از طفوليتش چنان امكاناتى براى او فراهم شده كه براى غير او دست نداده است». [١] ٩- يكى از شارحان معروف نهج البلاغه «شيخ محمّد عبده» پيشواى بزرگ اهل سنّت و نويسنده معروف عرب در مقدمه كتابش بعد از آن كه اعتراف مىكند كه تصادفا از وجود اين كتاب شريف يعنى نهج البلاغه آگاهى يافت!- كه اين خود نكته بسيار قابل تأمّلى است- مطالب بسيار بلندى در باره نهج البلاغه مىگويد، از جمله اين كه:
«هنگامى كه بعضى از صفحات نهج البلاغه را از نظر گذراندم و در بخشى از عباراتش از مواضع مختلف دقّت كردم و موضوعات گوناگونى را مورد توجّه قرار دادم، در نظرم چنين مجسم شد كه گويى در اين كتاب، جنگهاى عظيم و نبردهاى سنگينى برپاست، حكومت در دست بلاغت و قدرت در اختيار فصاحت است و اوهام و پندارها بىارزشند سپاه خطابه و لشكرهاى فصاحت، در صفوف منظّم بر اوهام هجوم آورده و با سلاح دلايل قوى بر وسوسهها حملهور شدهاند.
قدرت باطل را در همه جا مىشكنند و شك و ترديد را درهم مىكوبند و فتنههاى اوهام را خاموش مىسازند و ديدم حاكم و فرمانده آن دولت و يكّه تاز آن
[١] مصادر نهج البلاغه، جلد ١، صفحه ٩٦.