گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١٣
درآمد
واژه «حكمت» ، در لغت ، از ريشه «حُكم» به معناى منع است ؛ زيرا حُكم و داورى عادلانه ، مانع ظلم است . همچنين ، دهنه اسب و ديگر چارپايان ، «حَكَمه» ناميده مى شود ؛ چون مانع و مهار كننده حيوان است و نام گذارى علم به «حكمت» ، بر همين پايه است ؛ چون از جهل ، جلوگيرى مى كند . همچنين بر هر چيز نفوذناپذيرى ، صفت «محكم» اطلاق مى گردد .
حكمت ، در قرآن و حديث
واژه «حكمت» ، بيست بار در قرآن كريم آمده است و خداوند متعال ، در اين كتاب آسمانى ، ٩١ بار ، خود را با صفت «حكيم» ، ستوده است . [١] تأمّل در موارد كاربرد اين واژه در متون اسلامى ، نشان مى دهد كه حكمت ، از نگاه قرآن و حديث ، عبارت است از : مقدّماتِ محكم و استوار علمى ، عملى و روحى براى نيل به مقصد والاى انسانيت . آنچه احاديث اسلامى در تفسير «حكمت» آورده اند ، در واقع ، مصداقى از مصاديق اين تعريف كلّى است .
اقسام حكمت
بر پايه آنچه در تعريف كلّى «حكمت» ذكر كرديم ، حكمت از نگاه قرآن و حديث ، به سه نوع تقسيم مى شود : حكمت علمى ، حكمت عملى، و حكمت حقيقى . اين تقسيم بندى و نام گذارى ، بر اساس تأمّل در كاربردهاى واژه حكمت در قرآن
[١] صفت «حكيم» در قرآن ، ٣٦ بار همراه با صفت «عليم» ، ٤٧ بار همراه با صفت «عزيز» ، چهار بار همراه با صفت «خبير» و يك بار همراه هر يك از صفات «توّاب» ، «حميد» ، «علىّ» و «واسع» ، آمده است .