گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٠
٢ / ٦
خبر دادن به اُمّ سلمه از شهادت او
٢٢٣.تاريخ دمشق ـ به نقل از داوود ـ : اُمّ سلمه گفت: حسين عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمد و پيامبر خدا بى تاب شد . اُمّ سلمه گفت: اى پيامبر خدا! چه شده است؟ فرمود: «جبرئيل به من خبر داد كه اين پسرم كشته مى شود و خشم خدا بر كسى كه او را مى كشد ، شدّت مى گيرد» . [١]
٢ / ٧
خبر دادن به عايشه از شهادت او
٢٢٤.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از حسين بن ابى غندر ، از يكى از راويان ش : روزى حسين عليه السلام در دامان پيامبر صلى الله عليه و آله بود و پيامبر صلى الله عليه و آله با او بازى مى كرد و او را مى خنداند. عايشه گفت: اى پيامبر خدا! چه قدر از اين بچّه خوشت مى آيد! پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «واى بر تو، واى بر تو! چگونه او را دوست نداشته باشم و از او خوشم نيايد، در حالى كه ميوه دلم و روشنى چشم من است ؟! هان كه امّتم او را به زودى مى كشند و هر كس او را پس از وفاتش زيارت كند، خداوند ، حجّى را [برابر يكى] از حج هاى من ، برايش مى نويسد» . [٢]
[١] قالَت اُمُّ سَلَمَةَ : دَخَلَ الحُسَينُ عليه السلام عَلى رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فَفَزِعَ ، فَقالَت اُمُّ سَلَمَةَ : ما لَكَ يا رَسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : إنَّ جِبريلَ عليه السلام أخبَرَني أنَّ ابني هذا يُقتَلُ ، وأنَّهُ اشتَدَّ غَضَبُ اللّه ِ عَلى مَن يَقتُلُهُ (تاريخ دمشق : ج ١٤ ص ١٩٣ ح ٣٥٢٩ ، تهذيب الكمال : ج ٦ ص ٤٠٩) . [٢] كانَ الحُسَينُ عليه السلام ذاتَ يَومٍ في حِجرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله يُلاعِبُهُ ويُضاحِكُهُ، فَقالَت عائِشَةُ : يا رَسولَ اللّه ِ ، ما أشَدَّ إعجابَكَ بِهذَا الصَّبِيِّ ! فَقالَ لَها : وَيلَكِ وَيلَكِ ! وكَيفَ لا اُحِبُّهُ ولا اُعجَبُ بِهِ ، وهُوَ ثَمَرَةُ فُؤادي ، وقُرَّةُ عَيني ! أما إنَّ اُمَّتي سَتَقتُلُهُ ؛ فَمَن زارَهُ بَعدَ وَفاتِهِ كَتَبَ اللّه ُ لَهُ حَجَّةً مِن حِجَجي (الأمالى ، طوسى : ص ٦٦٨ ح ١٤٠١ ، كامل الزيارات : ص ١٤٤ ح ١٦٩) .