گزيده دانشنامه امام حسين عليه السلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٣
٤٦٠.مثير الأحزان ـ به نقل از مهران، هم پيمان بنى كاهل ـ : در كربلا با حسين عليه السلام بودم كه ديدم مردى ، به شدّت مى جنگد ، و به گروهى حمله نمى بَرد ، جز آن كه آنها را از هم مى شكافد و سپس ، به سوى حسين عليه السلام باز مى گردد و رَجَز مى خواند و مى گويد : بشارت ده كه به راه درست در آمده اى و احمد را ديدار مى كنى و بر بلنداى درِ باغ بهشت ، فراز مى آيى ! پرسيدم : اين شخص ، كيست ؟ گفتند: ابو عمر نَهشَلى (نيز گفته شده : خَثعَمى) . سپس عامر بن نَهشَل ، يكى از افراد تيره بنى لات از قبيله ثَعلَبه ، راه را بر او گرفت و او را كُشت و سرش را جدا نمود . اين ابو عمر ، از شب زنده دارانِ بسيارْ نمازگزار بود. [١]
٣ / ١٧
شَوذَب ، هم پيمان قبيله شاكر
شَوذَب ، كه نام او سُوَيد نيز گفته شده ، بر پايه برخى از گزارش ها ، از محدّثان و بزرگان شيعه بوده است . در باره او گفته شده : شَوذَب ، در مجلسى مى نشست و شيعيان ، براى شنيدن حديث ، نزد وى مى آمدند . وى ، در تشيّع ، پيش گام بود .
٤٦١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از محمّد بن قيس ـ : عابِس بن ابى شَبيب شاكرى ، با شَوذَبْ هم پيمانِ (وابسته) قبيله اش ، آمد و به شَوذَب گفت: قصد دارى چه كنى ؟
[١] شَهِدتُ كَربَلاءَ مَعَ الحُسَينِ عليه السلام ، فَرَأَيتُ رَجُلاً يُقاتِلُ قِتالاً شَديدا ، لا يَحمِلُ عَلى قَومٍ إلّا كَشَفَهُم ، ثُمَّ يَرجِعُ إلَى الحُسَينِ عليه السلام ويَرتَجِزُ ويَقولُ : {٠ أبشِر هُديتَ الرُّشدَ تَلقى أحمَدا في جَنَّةِ الفِردَوسِ تَعلو صُعُدا ٠} فَقُلتُ: مَن هذا ؟ فَقالوا : أبو عُمَرَ النَّهشَلِيُّ ـ وقيلَ : الخَثعَمِيُّ ـ فَاعتَرَضَهُ عامِرُ بنُ نَهشَلٍ أحَدُ بَنِي اللّاتِ مِن ثَعلَبَةَ ، فَقَتَلَهُ وَاجتَزَّ رَأسَهُ ، وكانَ أبو عُمَرَ هذا مُتَهَجِّدا كَثيرَ الصَّلاةِ (مثير الأحزان : ص ٥٧) .